منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 327
:: کل نظرات : 5

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 8

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 4
:: باردید دیروز : 0
:: بازدید هفته : 12
:: بازدید ماه : 33
:: بازدید سال : 125
:: بازدید کلی : 125
نویسنده : kanonbf
شنبه 27 دی 1393

«مه سان» که این روش را «تبدیل الگوهای ملال آور، استرس زا و تنفر آمیز امتحان به یک امر لذت بخش و خاطره انگیز و آموزش دهنده» نامیده بود، در رابطه با ابتکار جدید خود نوشت:

۷ صبح روز دوشنبه – روی در مدرسه ، بچه ها درحین ورود به مدرسه با این برگه روبه رو شدند ، دانش آموزان پایه هشتم برگه راهنمای آزمون را از خانم رضایی ( سرایدار مدرسه ) تحویل بگیرید. (آزمون از همینجا شروع شد!)امتحان

ساعت ۷:۱۵ – اسامی گروه بندی بچه ها برای امتحان را بر روی دیوارها نصب کردیم! ۲۹ گروه ۵ نفره ، جمعا ۱۴۵ دانش آموز پایه هشتم مدرسه . بچه ها تازه فهمیدند که امتحان مطالعات اجتماعی ترم اولشان گروهی است و گروه ها را نیز خودمان با شناختی که از بچه ها داشتیم گروه بندی کرده بودیم!

ساعت ۷:۴۰ بعد از اینکه گروه ها در جاهاشون مستفر شدند به هر گروه پوشه ای داده شد، محتویات پوشه (۶ نقشه با موضوعات مختلف از قاره آسیا ) متنی درباره بحران های قاره آسیا ، برگه ی تعاریفی ( که اگر نیاز داشتند از تعاریف ی که برایشان آوردیم استفاده کنند) ، نقشه خام قاره آسیا، برگه سوالات ، پاسخ نامه ، برگه ارزشیابی فردی و گروهی ، نقشه هایی هم به دیوارها زده شده بود که در صورت نیاز استفاده کنند.


متفاوت‌ترین امتحان یک دبیرستان دخترانه+عکس


امتحان شروع شد و گروه ها مشغول تحلیل نقشه ها و پاسخ دادن بودند ، امتحان تقریبا سه ساعت و سی دقیقه طول کشید من آخرای امتحان از خستگی و پا درد افتادم و گوشه ی راهرو نشستم روی زمین ، می دیدم که یکی یکی برگه هاشون رو می دادند می آمدن سمتم ، «خانم خیلی امتحان بیستی بود ، خانم ما تا حالا اینجوری امتحان نداده بودیم ، خانم خیلی کیف داشت ، خانم باز امتحان اینجوری بگیرید ، نازنین بدو بدو آمد گفت خانم گروه بندی عاااالی بود دستتون درد نکنه و..»

خستگی و بیخوابی که برای طراحی سوالات و آزمون در یک هفته گذشته داشتم یادم رفت و پاشدم و با بچه ها رفتیم والیبال بازی کردیم ، از الان برای امتحان ترم دومشون هم من و هم خودشون هیجان دارند.

می شود از کلیشه های همیشگی فاصله گرفت و امتحان رو برای بچه ها تبدیل به یک فرایند لذت بخش کرد و هم می توان امتحان را ادامه آموزش و یادگیری تلقی کرد تا سنجش صِرف!


:: بازدید از این مطلب : 269
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران