منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 327
:: کل نظرات : 5

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 8

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 1
:: بازدید هفته : 39
:: بازدید ماه : 81
:: بازدید سال : 83
:: بازدید کلی : 83
نویسنده : فرهنگیان

ماهواره آفت جان می شود  ***موجب تضعیف ایمان می شود

ماهواره زهرمهلک می شود *** باعث وسواس انسان میشود

ماهواره سم هر قلب سلیم ***  فاسد از او قلب خوبان میشود

ماهواره افعی خوش آب ورنگ***  نیش او چون نارسوزان میشود

ماهواره میفریبد بعدازآن        ***      کم کمک همکارشیطان میشود

خوب آن هم بابدی آمیخته ***      فکرماازآن پریشان میشود

گرکه روزی محوگرددبین ما  ***      دین ماهمچون گلستان می شود

شعر ازبرادر بسیجی عبدالحمید روحانی

 



:: بازدید از این مطلب : 539
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فرهنگیان
بمناسبت هشتم شهریور؛ شهادت رییس جمهور مردمی ونخست وزیرش
پیش نماز (ف 111)؛ عامل ترور رجایی و باهنر
پایگاه خبری تحلیلی قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: با بروز کشمکش ها و تنش هایی میان بنی صدر رئیس جمهور و طرفدارانش با پیروان خط امام (ره) و بروز کارشکنی هایی از سوی این لیبرال مآب ها و در پی نظر بعضی از نمایندگان مجلس به عدم کفایت سیاسی او، رهبر انقلاب حکم عزل وی را در تاریخ 1/4/1360 صادر نمودند.

پس از ان بحث بر سر انتخاب آغاز گردید و از بین عباس شیبانی، علی اکبر پرورش، حبیب الله عسگر اولادی و محمدعلی رجایی1، سرانجام در تاریخ 10/5/1360 شورای نگهبان ضمن تایید صحت انتخابات رجایی را با اکثریت آرا به عنوان ریاست جمهور انتخاب و مورد تأیید نمودند.

شهید رجایی پس از انجام مراسم تحلیف در مرداد ماه 1360، با کمک دکتر محمدجواد باهنر2 به عنوان نخست وزیر زمام امور را به دست گرفتند ولی با اوضاعی نابسامان روبرو بودند و آن واقعه هفتم تیر بود که شهید بهشتی به همراه چندین تن از یارانشان که به حق نیروهایی زبده و کارآمد بودند به فیض شهادت نایل شده بودند و از همه مشکلتر سختی های نشات گرفته از جنگ و محاصره اقتصادی بود، ولی شهید رجایی با توکل بالای خود و با کمک نخست وزیر زبده ی خود، گام در این راه نهاده بود.
 
ماجرای شهادت رجائی و باهنر
شهید رجایی که در ذهن خود اهداف سازنده ای برای ایران نوپای اسلامی پرورانده بود، تنها 28 روز از مدت ریاست جمهوریش نگذشته بود به فیض شهادت نایل آمد.
شاید بهترین منبع درباره ی واقعه هشتم شهریور، کتاب زندگی نامه سیاسی شهید رجایی باشد، در این کتاب چنین می خوانیم:
ساعت 45/14 دقیقه روز یکشنبه هشتم شهریور ماه 1360، جلسه شورای امنیت کشور در طبقه اول ساختمان نخست وزیری تشکیل شد، جلسه شورای امنیت معمولاً روزهای یک شنبه هر هفته با شرکت فرماندهان ارگان انتظامی، حفاظتی و امنیتی و برخی از مسئولین کشور به ریاست نخست وزیر تشکیل می شد، رجایی در طول دوره ی نخست وزیری اش ریاست جلسه را بر عهده داشت، البته چند جلسه پس از انتخاب به ریاست جمهوری از جمله جلسه هشتم شهریور، شورای امنیت تحت نظر ایشان تشکیل شد.

این جلسه آخرین جلسه ای بود که به ریاست وی تشکیل می شد، و قرار بود از جلسه آینده محمدجواد باهنر (نخست وزیر) ریاست جلسه را برعهده داشته باشد.
در ابتدای شروع جلسه ی هشتم شهریور شورای امنیت، رجایی چند بار خواست که جای خود را به باهنر بدهد تا وی جلسه را اداره کند، و او به کارهای دیگر رسیدگی کند، که باهنر مخالفت کرد، و از رجایی خواست که به عنوان آخرین بار در جلسه شرکت کند، او نیز پذیرفت، در این جلسه (مسعود کشمیری) نیز مثل سایر جلسات دبیر و منشی جلسه شورا بود و از کلیه ی مذاکرات یادداشت برداری می کرد، و در ضمن دعوت از اعضای جلسه و ضبط صحبت ها و مذاکرات نیز بر عهده ی وی بود.
جلسه با سخنان وحید دستجردی (رئیس شهربانی کل کشور) آغاز شد، بند آخر گزارش وی راجع به شهادت سرگرد همتی فرمانده ی یگان مالک اشتر بود، ساعت 14/15، آن گاه که رجایی در مورد جزئیات شهادت سوالاتی مطرح کرده بود و فرمانده سپاه و سرهنگ کتیبه در آن مورد توضیح می دادند، ناگهان بمب آتش زا منفجر شد و ظرف چند دقیقه طبقه اول ساختمان نخست وزیری به جهنمی از دود و آتش تبدیل شد.
حدود 15 دقیقه پس از انفجار هیچ کس از سرنوشت رجایی و باهنر اطلاعی نداشت.
جسدها به حدی سوخته بودند که قابل شناسایی نبودند، پس از رسیدن نیروهای امدادی و اطفاء آتش، اجساد کشته ها و مجروحین حادثه به بیمارستان منتقل شدند، سرانجام آخرین ساعات شب مشخص شد که دو یار و دو هم رزم، محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر به شهادت رسیده اند.
جسدهای این دو شهید از روی علایمی که روی دندان هایشان وجود داشت توسط اعضای خانواده شان شناسایی شدند.
مسأله قابل بررسی در جریان واقعه ی هشتم شهریور، نقش مسعود کشمیری به عنوان عامل انفجار نخست وزیری است، گرچه شخص یا گروهی مسئولیت انفجار را برعهده نگرفت و دستگاه های قضایی و امنیتی نیز شخص یا گروهی را به عنوان عامل انفجار معرفی نکردند.

با این حال اکثر افراد صاحب نظر و مطلعین احتمال قریب به یقین را در مورد کشمیری مطرح کرده اند، زیرا او ضبط صوت بزرگی را که ظاهراً برای ضبط مذاکرات بود، روبروی شهید رجایی و شهید باهنر قرار داده و و دقایقی پس از شروع جلسه آن محل را ترک کرده و از ساختمان نخست وزیری نیز خارج شده و در نهایت از کشور فرار کرده است.
همچنین وی چند روز قبل از حادثه خانه و خانواده اش را نیز به محل دیگری انتقال داده بود.
سرهنگ کتیبه که خود در جلسه حضور داشته، یادآور شده است که در گوشه ای از محل جلسه فلاکس چای وجود داشت که در حین جلسه هر کس می خواست برای خود چای می ریخت، لذا رفت و آمدهای افراد عادی بود و هیچ شکی را برنمی انگیخت، کشمیری از این مسأله استفاده کرده و خارج شده بود.

مسأله ی دیگر این است که عده ای در جریان انفجار و ساعت ها پس از آن، کشمیری را نیز جزء شهدا اعلام کرده و ظاهراً با جمع آوری خاکستر و سوخته هایی از اجساد و غیره آن را به عنوان تکه پاره های جسد کشمیری قلمداد کرده بودند، حتی روزنامه کیهان در نهم شهریور اعلام کردند که کشمیری از شهدای انفجار نخست وزیری است. در نتیجه کشمیری از این فرصت ایجاد شده استفاده کرد و از مرزهای کشور خارج شد...
همه جویای حال رجایی و باهنر بودند، این حالت گنگ و مبهم تا سحرگاه نهم شهریور برای مردم ادامه پیدا کرد عاقبت دقایقی پس از ساعت شش بامداد شورای موقت ریاست جمهوری طی اطلاعیه ای را شهادت رجایی و باهنر را اعلام و روز دوشنبه نهم شهریور را تعطیل عمومی و تا روز جمعه را عزای عمومی اعلام کرد، همچنین در این اطلاعیه اعلام شد که پیکرهای آن دو شهید از مقابل ساختمان مجلس شورای اسلامی به طرف بهشت زهرا تشیع خواهد شد...

... آمبولانس های حامل شهیدان رجایی و باهنر از ساعت 12 به سوی بهشت زهرا راه افتادند، ولی به دلیل ازدحام جمعیت به کندی حرکت می کردند، مشایعت کنندگان صفی در حدود 5 کیلومتر تشکیل داده بودند و به این خاطر ساعت ها امکان دفن شهدا وجود نداشت، در نهایت در ساعت 45/14 پیکر آن ها در مزارشان واقع در قطعه 24 بهشت زهرا قرار گرفت، و در ساعت 50/14 مراسم خاک سپاری شهید رجایی و در ساعت 10/15 مراسم خاکسپاری شهید باهنر انجام گرفت، بنا به گزارش مطبوعات داخلی و خارجی بیش از یک میلیون نفر در تشیع شهدای یاد شده شرکت کردند.
 

عامل ترور که بود؟
اکبر تهرانی می نویسد: مسعود کشمیری فرزند سعید متولد 1329 در کرمانشاه، او دارای مدرک لیسانس علوم اداری و مدیریت بازرگانی از دانشگاه تهران می باشد، پدر او کارمند بازنشسته شرکت نفت بود که در سال 1377 به علت سرطان در انگلستان فوت و دفن شده او قبل از انقلاب به وسیله پسردایی خود به نام ابوالفضل دلنواز، که برادر همسرش بود، که در درگیری مسلحانه معدوم شد، جذب سازمان منافقین گردید، ابتدا در بحث های خانوادگی از آن ها حمایت می کرد، لیکن به مرور زمان چهره ای حزب اللهی و حامی جمهوری اسلامی به خود گرفت، و در کار خود کمی پیچیده تر عمل کرد، وی پس از انقلاب نیز همچنان عضو سازمان منافقین بوده و اسامی مستعاری هم چون (حنیف) و (مجیب) داشته است.
کشمیری از ام الخبائثانی بود که ام الفسادی را هم با خود داشت، و به قدری نقش خود را خوب بازی می کرد که هیچ کس نمی توانست به او شک نماید. از اینرو نام او غالباً همراه با ریا و تزویرهایش بود، وی حتی دو خودکار در جیب داشت، که یکی برای نوشتن کار بیت المال و دیگری برای کار شخصی بود.

پس از انفجار نخست وزیری در نتیجه بازرسی از منزل وی، در مهرشهر کرج و آریاشهر، مأمورین با بزرگترین انبارهای اسلحه و مهمات روبرو شدند، و احراز گردید که افراد سطح بالای منافقین در این منازل به تشکیل جلسه می پرداخته اند، همسر وی مینو دلنواز هم از اعضاء فعال منافقین بوده است، که هم اکنون به همراه او متواری می باشد.
او مدتی در کمیته مستقر در اداره دوم ارتش و مدتی به عنوان نماینده نخست وزیری دولت موقت در نیروی هوایی در ساختمان مرکزی (ضداطلاعات سابق نیروی هوایی) که کلیه پرونده های کلیدی و اطلاعاتی پرسنل در آن بایگانی بود، مستقر گردید، این ساختمان در سه طبقه که در زمان طاغوت طبقه فوقانی آن کلاً در اختیار مستشاران آمریکایی بود، و طبقه وسط، ساختمان اداری، و گاهاً بازجویی از پرسنل هم در آنجا انجام می شد و طبقه زیرزمین، کلاً مملو از پرونده های اطلاعاتی بود.

همین که انقلاب شد، و یانکی ها گور خود را گم کردند، این ساختمان کلاً در اختیار پرسنل حزب اللهی نیروی هوایی قرار گرفت و از نام ضداطلاعات به (ف ا ا ا) یعنی فرماندهی اطلاعات و ارشاد اطلاعاتی تغییر نام پیدا کرد، که پرسنل مستقر در (ف ا ا ا) علاوه بر اینکه مسلح بودند، دسترسی به تمام اطلاعات نیروی هوایی را داشتند، (که البته حالیه مکان های اطلاعاتی ارتش حفاظت و اطلاعات نامیده می شود).
تا اینکه پس از چندی کشمیری ملعون این ننگ تاریخ با ظاهری فریبنده و اسلامی با در دست داشتن معرفی نامه از سوی دولت موقت، به (ف ا ا ا) راه یافت، و با پشتیبانی دولت موقت، کلیه پرونده های اطلاعاتی را در اختیار گرفت، و در کار خود مختار و هر کاری که می خواست می کرد، یادم نمی رود که یک روز به علت خارج نمودن پرونده های اطلاعاتی از ستاد، حتی با فرمانده وقت نیرو (سرلشکر باقری) درگیر شد.
او اعتماد پرسنل را نسبت به خودش به جایی رسانیده بود که به عنوان پیش نماز در (ف ا ا ا) جلو می ایستاد و پرسنل مخلص و انقلابی (ف ا ا ا) امثال اینجانب هم به عنوان مأموم پشت سر او نماز می گزاردیم!!!
تا اینکه وی به دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری و از آنجا به دبیرخانه شورای امنیت راه یافت.
برابر مصاحبه یکی از عضو پیشین منافقین به نام (سعید شاهسوندی)، کشمیری مدت کوتاهی در ترکیه در یک خانه سازمانی زندگی می کرده، که با شاهسوندی همسایه بوده، که این خانه در حوالی خیابان فاتح استانبول (پشت مسجد فاتح که یکی از خلفاء و پادشاهان است) قرار داشته است.

او می گوید مدتی هم در منطقه شمالی استانبول زندگی می نمود، و ما مدتی هم در این محل با کشمیری و خانمش در این محل بودیم، بعضی از منافقین معتقدند او نیز همچون بسیاری از دیگر از اعضاء ارشد منافقین از سازمان بریده است، و برخی دیگر او را به دلیل جزا آشکار که مرتکب شده هم چنان محتاج منافقین می دانند، و از سوی معتقدند او با مسعود رجوی و مریم رجوی در اردن بسر می برد، لذا آنچه مسلم است تا این تاریخ این ملعون در امن و امان به زندگی گروهکی خود ادامه و تا به حال هیچ اقدامی برای دستگیری و محاکمه این یزید صفت از سوی ایران ظاهراً انجام نگرفته، امید است هر چه زودتر اقدامات قانونی بین المللی در این راستا انجام پذیرد.

1- شهید محمد علی رجایی، در سال 1312 هجری قمری در شهرستان قزوین متولد شد، تحصیلات ابتدایی را تا اخذ گواهینامه ششم ابتدایی در همین شهرستان به انجام رساند. در سن چهارسالگی از وجود داشتن نعمت پدر محروم شد و تحت تکفل مادر مهربان و منیع الطبع قرار گرفت. در سال 1327 به تهران مهاجرت کرد و سال بعد یعنی در 1328 وارد نیروی هوایی شد. در مدت 5 سال خدمت در نیروی هوایی، دوره متوسطه را با تحصیل شبانه گذراند، سپس در سال 1335 به دانشسرای عالی رفت و به سال 1338 دوره لیسانس خود را در رشته ریاضی به پایان برد و به سمت دبیر ریاضی به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و به ترتیب در شهرستان های خوانسار، قزوین و تهران به تدریس اشتغال ورزید.
در سال 1340 به عضویت نهضت آزادی درآمد که منجر به دستگیری وی در اردیبهشت 1342 و پنجاه روز زندان شد. پس آزادی از زندان با شهید باهنر به سازماندهی مجدد هیات موتلفه پرداخت و برای پرورش افرادی که بتوانند نبردی مسلحانه را اداره نمایند به اعزام داوطلبانی به جبهه فلسطین دست زد. در همین رابطه و برای تکمیل برنامه مزبور (در سال 1350) خود شخصا به خارج از کشور سفر کرد. ابتدا به فرانسه و ترکیه رفت و از آنجا عازم سوریه شد.
پس از بازگشت به ایران ایشان با نهایت شجاعت و شهامت مدت دو سال، در زندان های انفرادی رژیم پهلوی انواع و اقسام شکنجه ها را تحمل نمود و چون کوهی استوار مقاومت کرد. در اثر این مقاومت ها او را به زندان قصر و سپس به اوین فرستادند. او در زندان به ماهیت واقعی منافقین پی برد و از آن ها تبری جست. دوران زندان مجموعا چهار سال به درازا کشید و شهید رجائی در سال 1357 با اوج گیری انقلاب اسلامی همراه دیگر زندانیان سیاسی آزاد شد و بلافاصله وارد مبارزات سیاسی و فرهنگی گردید و به اتفاق عده ای از همکارانش برای بسیج و سازماندهی مبارزات مخفی معلمان مسلمان، تلاش گسترده ای را آغاز کرد و موفق به ایجاد انجمن اسلامی معلمان شد. او در راه پیمایی های عظیم سال 1357 مخلصانه و با تمام توان کوشید و نقش موثری در فعالیت های تبلیغاتی آن ها داشت.
شهید رجائی پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در سال 1358، مسئولیت وزارت آموزش و پرورش را به عهده گرفت و در زمان وزارت خود موفق به دولتی کردن کلیه مدارس شد. سپس به عنوان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی انتخاب گردید و به دنبال تمایل مجلس شورای اسلامی در تاریه 18/5/1359 به عنوان اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران به مجلس معرفی و با رای قاطع به نخست وزیری انتخاب شد.

2- شهید دکتر محمدجواد باهنر، در سال 1312، در شهر کرمان در محله ی معروف به «محله شهر» متولد شد. او در پنج سالگی، به مکتب خانه رفت و در سن یازده سالگی به مدرسه ی معصومیه کرمان وارد شد و به آموزش علوم اسلامی پرداخت.
وی در سال 1332 برای ادامه تحصیل به قم رفت و در همان سال اول با شرکت در امتحانات متفرقه موفق به اخذ دیپلم و ثبت نام در دانشکده الهیات گردید. او در سال 1337 دوره ی لیسانس خود را به پایان رسانید و با پشت کاری که داشت مدرک دکتری را در پرونده ی خود ثبت گردانید. وی در طول این دوران فصل نامه تشیع را نیز منتشر ولی پس از هفتمین شماره، رژیم آن را توقیف کرد. در این بین وی که انتخاب گردیده شده بود در سال 1341 به ژاپن برای تبلیغات اسلامی برود سرنوشتش چنان رقم خورد که در ایران بماند و در متن مبارزات امام خمینی (ره) قرار گیرد.
وی که در سالگرد مراسم فیضیه قم یکی از سخنرانان بود دستگیر شد و به زندان قزل قلعه منتقل گردید و چهار ماه در آنجا به سر برد و پس از آن وارد نظام آموزش و پرورش گردید و یکی از خدماتش تدوین دروس تعلیمات دینی مدارس بود که البته به طبع رژیم پهلوی خوش نیامد.
از سال 1350 دکتر باهنر از سخنرانی ممنوع بود ولی کماکان ایشان در فعالیت های ضدطاغوتی فعال بود. وی پس از سقوط رژیم پهلوی پست های حساسی را عهده دار بود که شاید مهمترین آن نخست وزیری شهید محمدعلی رجایی بود.

منابع:
1- راعی کلوجه، سجاد. زندگی نامه سیاسی شهید رجائی، تهران: انتشارات مرکزی اسناد انقلاب اسلامی، 1384.
2- تهرانی، اکبر. طهران قدیم تا تهران جدید، تهران: نشر بوستان، 1389.
3- اندیشه های شهید باهنر، مجموعه ای از مقالات و سخنرانی ها، تهران: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1362.
 


:: بازدید از این مطلب : 482
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فرهنگیان

 

دخترموسی بن جعفرحضرت معصومه است   دختران را جمله سرور حضرت معصومه است

 

روزدختر شد گرامی باصفای مقدمش         دختر زهرای اطهرحضرت معصومه است

این که شد استان قم شهری مقدس اینچنین    عشق اول وآخر حضرت معصومه است

 

آمد اوچون بود دلتنگ برادر روزوشب                اورضاراهست خواهرحضرت معصومه است

شعر از فرهنگی بسیجی عبدالحمید روحانی

 



:: بازدید از این مطلب : 462
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فرهنگیان

برای نجات خود از باتلاق منیت بپا خیزیم
گاهی وقت ها اینقدر سرگرم مشغله های زندگی و فعالیتهای روزمره ،حتی دغدغه های فرهنگی میشویم که غافل از خودسازی میشویم. نام مذهبی بودن را یدک میکشیم در حالی که خود در کوچه های ابتدایی نفس گرفتار شده ایم و تنها به اتهام زدن دیگران روی اورده ایم.
باید قیام کنیم. باید برای نجات خود از باتلاق منیت بپا خیزیم. و غل و زنجیر های شیطان را ،از گردن خویش باز کنیم و رها به سوی معبود پرواز کنیم.

امام خامنه ای:
خدا حاج احمد آقا را بیامرزد که میگفت : «این اواخر ،وقتی شب ها امام گریه میکردند ، دستمال برای پاک کردن اشک چشمشان کافی نبود.» حاج احمد آقا این مطلب را به صورت خصوصی میگفت. میگفت: «برای ایشان هوله می آوردیم تا اشک چشم را با آن خشک کنند.».....
حسادت و رقابت همه جا بد است، جز در امور معنوی. اگر شما دیدید که برادرتان نمازشب می خواند، شما هم وادار بشوید که نماز شب بخوانید، این چیز خیلی خوبی است، این رقابت خوبی است.قرآن به ما چه میگوید؟ می گوید: «سابقوا» مسابقه بگذارید. در کجا؟ در جمع اوری پول ؟ در جمع اوری نام و شهرت؟ نه «الی مغفرة من ربکم و جنة عرضها کعرض السماء و الارض» به سوی مغفرت و آمرزش پروردگار مسابقه بدهید، مسابقه بگذارید.۷۴/۷/۱۷
مراقب باشند جوانهایی که متصدی بخش های مختلف هستند که تقوا را، پرهیزگاری را و پاکدامنی را درون خودشان تقویت کنند، اینها چیز لازمی است. ۹۲/۲/۲



:: بازدید از این مطلب : 451
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فرهنگیان

آقا سلام ، ببخشید ! مرکز توانبخشی جانبازان کجاست؟
- همین جا که فلج ها و روانی ها رو نگه میدارن؟ انتهای همین کوچه است.....!
 
شوکه شدم وقتی شنیدم...
داخل که می روی قسمت اعصاب و روان، احساس می کنی هنوز ابر آتش تیر و گلوله روی سرت است...
 
هنوز هر سه ثانیه یکی از روی تخت خیز می پرد....
هنوز یکی را می بینی با لباس لجنی دارد سینه خیز روی زمین می رود تا مین ها را خنثی کند....
آقا اسماعیل تلفن آسایشگاه را سفت چسبیده بود و فریاد می زد پس نیروها کجا هستن؟؟؟ بچه ها قیچی شدند..
محمد آقا را می بینم که دارد دمپایی سفید بچه ها را واکس سیاه می زند، انگار زمان جنگ کفاش جبهه بوده.....
وارد سالن آسایشگاه که می شوی یکی دوان دوان سمتت می آید و حال امام خمینی را ازت می پرسد، می گوید سلامش را به امام برسانم بگویم بچه ها ایستاده اند...
اینجا هنوز بوی کربلای پنج میاد...
 
با گریه خارج می شوم از آسایشگاه و به هیاهوی شهر باز می گردم
 
یکی جلوی درب آسایشگاه تیکه می اندازد که آقا سهمیه بنزین ات را گرفتی؟



:: بازدید از این مطلب : 422
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فرهنگیان

دلیل مهاجرت حضرت معصومه (علیهاالسلام) به قم

حضرت معصومه علیهاالسلام
 
 
 
حضرت معصومه علیهاالسلام
 
 
 
 

هنگامی که حضرت معصومه(سلام الله علیها) در ساوه به شدت بیمار شد، چرا در همان جا بستری نگردید و درخواست کرد که او را به قم ببرند؟

در پاسخ باید گفت: این انتخاب دلائل متعددی داشت که به برخی از آنها در ذیل اشاره می­شود:

الف - محیط ساوه در آن مقطع از تاریخ، به خاندان رسالت بی­ارادت بود.( گنجینه آثار قم/ج1/ص 382)

ب - طبق روایات متعددی، قم از دیرباز مرکز شیعیان و دوستداران اهل بیت علیهم­السلام بود. در حدود سال 83 هـ. ق عبدالرحمن بن محمد بن اشعث به همراه هفده نفر از علمای تابعین و شیعیان برجسته و پارسا، مانند کمیل و سعید بن جبیر به قم آمدند و همگی در قریه جمکران سکونت نمودند.

پس از آن آل­اشعر که از مسلمانان معروف یمنی در کوفه بودند، در دو دهه آخر قرن اول به قم آمدند و از آن تاریخ به بعد، قم پایگاه مهمی برای شیعیان و دوستداران اهل بیت علیهم السلام گردید. (کامل ابن اثیر / ج4/ ص82)

ج - از حضرت معصومه علیهاالسلام نقل شده که فرمود:

«پدرم امام کاظم (علیه السلام) فرمود: قم مرکز شیعیان ما است.» (کامل بن اثیر/ج4/ص37)

د - از این مهم­تر! قم از زمان پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله)، یکی از شهرهای برگزیده دینی و مذهبی معرفی شده بود! چنانکه انس بن مالک می­گوید: روزی در محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نشسته بودم، ناگاه امیرالمومنین علی علیه السلام به حضور آن حضرت آمد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) از او استقبال گرمی نمود و پس از معانقه، بین دو چشم آن حضرت را بوسید، سپس فرمود: «ای علی! خداوند ولایت تو را بر آسمان­ها عرضه کرد، آسمان هفتم برای پذیرش ولایت تو از آسمان­های دیگر پیشی گرفت، خداوند آن را به عرش آراست. سپس آسمان چهارم پیشی گرفت، خداوند آن را به «بیت المعمور» آراست. سپس آسمان دنیا پیشی گرفت، خداوند آن را به ستارگان آراست. سپس مکه به پذیرش آن سبقت گرفت، خداوند آن را به «کعبه» آراست. سپس مدینه سبقت گرفت، خداوند آن را به وجود امن آراست. سپس کوفه سبقت گرفت، خداوند آن را به وجود تو آراست. سپس قم سبقت گرفت، خداوند آن را به وجود عرب (شیعه اشعری و...) آراست و از قم دری را به سوی بهشت گشود». دقت در این روایت این مطلب را به خوبی نمایان می­سازد که محور تمام ارزش­ها ولایت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است و ارزش قم نیز به برکت وجود سلاله پاک امیرالمومنین (علیه السلام) و شیعیان و شیفتگان آن حضرت است.

از همه مهمتر این که! امام صادق (علیه السلام) قبل از ولادت امام کاظم (علیه السلام) خبر می­دهد که: «بانویی از فرزندان من به نام «فاطمه» دختر موسی بن جعفر علیها السلام در آن جا (قم) رحلت می­کند که به شفاعت او همه شیعیان ما وارد بهشت می­شوند»

هـ - در روایت دیگری آمده است که امیرالمومنین علی (علیه السلام) به اهالی قم درود و سلام می­فرستد و برای آنها دعا می­کند.

و - امام صادق علیه السلام، نیز قم را حرم اهل بیت دانسته، خاک آن را پاک و پاکیزه معرفی می­نماید.

ز - امام کاظم (علیه السلام) نیز قم را آشیانه آل محمد (صلی الله علیه و آله) معرفی می­کند و یکی از درهای بهشت را از آن اهل قم می­داند.

ح - از همه مهمتر این که! امام صادق (علیه السلام) قبل از ولادت امام کاظم (علیه السلام) (پدر بزرگوار حضرت معصومه علیهما السلام) خبر می­دهد که: «بانویی از فرزندان من به نام «فاطمه» دختر موسی بن جعفر علیهاالسلام در آنجا (قم) رحلت می­کند که به شفاعت او همه شیعیان ما وارد بهشت می­شوند». (بحارالانوار/ج60/ص 216)

بنابراین اصرار حضرت معصومه(سلام الله علیها) مبنی بر حرکت به سوی قم به عنوان یکی از خبرهای غیبی در خاندان عصمت و طهارت مطرح بود و برای آن بزرگوار نیز معلوم بود که باید تا قم بیاید! همچنانکه در خاندان رسالت و امامت، زمان و مکان شهادت اباعبدالله الحسین علیه السلام از قبل معلوم بود. بدین جهت، همان گونه که امام حسین (علیه السلام) برای پایداری دین، از مدینه به مکه و کربلا هجرت نمود، حضرت معصومه علیهاالسلام نیز با علم به فرجام کار به قم هجرت کرد. آن بزرگوار نیز وقتی به ساوه رسید و با آن حوادث تلخ و شکننده مواجه شد، بیمار یا مسموم گردید و متعاقب آن، از ساوه به قم آمد و پس از مدت کوتاهی در قم به لقاءالله پیوست.

شباهت حضرت معصومه به حضرت زینب علیهاالسّلام

در میان خواتین باجلالت و بانوان بیت رسالت و امامت، دو بانوى آسمانى‏اند كه از جهات گوناگون شبیه به یكدیگرند و وجه شباهت و قدر مشترک بین آن دو فراوان است. آن دو بزرگوار، یكى حضرت زینب كبرى، عقیله‏بنى‏هاشم علیهاالسّلام است و دیگرى حضرت فاطمه‏ معصومه سلام‏اللَّه‏علیها.

و اما وجه تشابه و جهت مشابهت و مشاركت آن دو بانوى گرانقدر الهى و آسمانى:

1- هردو سرافرازند كه دختر امام معصوم و آسمانى‏اند. زینب كبرى دخت بلنداختر حضرت امیرالمؤمنین، على علیه السّلام و حضرت معصومه دخت والاگهر حضرت موسى‏بن‏جعفر صلوات‏اللَّه‏علیهاوعلیهم‏اجمعین.

2- هردو بزرگوار مفتخرند كه خواهر امام معصوم‏اند. یكى خواهر دو حجّت خدا، حسن و حسین صلوات‏اللَّه‏علیهما و دیگرى خواهر حضرت على‏بن‏موسى‏الرضا علیه‏السّلام است.

3- هر دو بانوى خاندان وحى، افتخار دارند كه عمه امام معصوم مى‏باشند؛ یكى عمه امام زین‏العابدین علیه‏السّلام و دیگرى عمه حضرت جوادالائمه علیه‏السّلام.

4- هر دو مورد تقدیس و تكریم امام معصوم قرار گرفته و حجّت بالغه الهى زبان به مدح و ثنا و ستایش آن دو گوهر گرانبها گشوده است.

5- هر یك از این دو بانوى بزرگ اسلام، مورد تعظیم و احترام سه امام مفترض‏الطاعة قرار گرفته‏اند؛ حضرت زینب علیهاالسّلام از ناحیه پدر بزرگوارشان امیرمؤمنان حضرت على علیه‏السّلام و از سوى برادرشان حضرت سیدالشّهدا، امام حسین علیه‏السّلام و از ناحیه‏برادرزاده‏شان حضرت امام زین‏العابدین علیه‏السّلام مورد ستایش قرار گرفتند.

هر دو معظّمه به خاطر علاقه به برادرشان، خانه و زندگى خویشتن را رهاكرده، وطن را ترک گفتند و رنج سفر را بر خود هموار نمودند؛ حضرت‏زینب سلام‏اللَّه‏علیها از مدینه به عراق و بالاخره به شام رفتند و حضرت معصومه سلام‏اللَّه‏علیها از مدینه به ایران و بالاخره در سرمین قم رحل اقامت افكندند

حضرت معصومه سلام‏اللَّه‏علیها نیز از ناحیه جدّ بزرگوارشان حضرت امام صادق علیه‏السّلام و از جانب برادر گرانقدرشان حضرت رضا علیه‏السّلام، و از سوى فرزند برادرشان حضرت جوادالائمه علیه‏السّلام مورد مدح و ثنا واقع شده‏اند.

6- هركدام از این دو بانوى باجلالت، شدّت علاقه نسبت به برادر عزیز و والامقام خود داشتند؛ حضرت زینب علیهاالسّلام نسبت به امام حسین علیه‏السّلام و حضرت معصومه علیهاالسّلام نسبت به امام علىّ‏بن‏موسى‏الرضا علیه‏السّلام.

7- هر دو معظّمه به خاطر علاقه به برادرشان، خانه و زندگى خویشتن را رهاكرده، وطن را ترك گفتند و رنج سفر را بر خود هموار نمودند؛ حضرت‏زینب سلام‏اللَّه‏علیها از مدینه به عراق و بالاخره به شام رفتند و حضرت معصومه سلام‏اللَّه‏علیها از مدینه به ایران و بالاخره در سرمین قم رحل اقامت افكندند.

8- هردو بانوى بزرگوار، زادگاهشان مدینه، ولى مدفنشان نقطه‏اى دور از زادگاهشان است؛ حضرت زینب سلام‏اللَّه‏علیها در شام یا مصر، على المشهور، و حضرت معصومه سلام‏اللَّه‏علیها در ایران و شهر مقدّس قم.

9- مدفن و مضجع هر یک از این دو بانوى بهشتى، زیارتگاه عاشقان و علاقمندان خاندان پیغمبر است و مرقد مطهّر و منوّر هر یك از آنان، دلدادگان بى‏شمار دارد و مردم مسلمان حتّى از شهرهاى دور براى زیارت آنها با تمام اشتیاق سفر نموده، به تشرّف به اعتاب مقدّسه آنان فخر و مباهات مى‏كنند.

10- هر كدام از این دو مكرّمه، دو محلّ زیارت دارند. حضرت زینب سلام‏اللَّه‏علیها در مصر و در شام و حضرت معصومه سلام‏اللَّه‏علیها در بیت النّور، محلّ اقامت و عبادتشان - مدرسه ستّیه - و دیگر مدفن مقدّس و حرم مطهّر آن بانوى با جلالت.

برگرفته از بانوی ملکوت، ص 15

 

تهیه و تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

 



:: بازدید از این مطلب : 442
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فرهنگیان

مکتب ناب تشیع سربلند وفائق است           تاابد مدیون احسان امام صادق است

مذهب اثنی عشربا نام جعفرزنده است         گرکسی بشناسداورابهرلطفش شائق است

فقه واحکام الهی قبل ازاو مظلوم بود              زنده فقه جعفری از آن امام ناطق است

هست توضیح المسائل نقطه ای ازعلم او        مجتهد مرهون فضل آن امام مشفق است

حضرت صادق طبیب وماهمه بیماراو               چاره ی این دل به دست آن طبیب حاذق است

شعراز بسیجی فرهنگی عبدالحمید روحانی  



:: بازدید از این مطلب : 495
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فرهنگیان
باسلام
 
کودتای28مرداد......

نهضت ضد استعماری ملی شدن صنعت نفت یکی از موفقیت‌های بسیار بزرگ برای ملت ایران است که در اواخر دهه 20 هجری شمسی در ایران اتفاق ‌افتاد.
پس از ملی شدن صنعت نفت، نظام سلطه همه تلاش خود را به کار بست که نهضت ملی شدن صنعت نفت را با شکست روبه رو سازد و برای دستیابی به این هدف از هیچ گونه تلاشی دریغ نکرد. و راه‌های گوناگون را برگزید.

یکی از این راه که از عوامل تاثیر گذار در کودتای 28 مرداد ماه بوده است، تجزیه و اختلاف افکنی بین گروه‌های سیاسی بوده است. دولت انگلستان بعد‌ها به همراهی دولت امریکا اقدامات و هزینه بسیاری برای اختلاف افکنی بین گروه‌های سیاسی در راستای به شکست کشاندن نهضت انجام داد.


:: بازدید از این مطلب : 465
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فرهنگیان
هجمه ضد فرهنگی ماهواره علیه حجاب و سبک زندگی


چندهفته ای است که رسانه های غربی هجمه ضدفرهنگی خود برای ترویج سبک زندگی سکولار و تبلیغ آزادی های بی قید و بند را شدت بخشیده اند. جنجال رسانه های غربی علیه ارزش ها و باورهای اسلامی-ایرانی نشان می دهد که بدون شک استحاله فرهنگی و اجتماعی و تغییر هویت کشورها، برای قدرت های استعماری اهمیت بیشتری از مسائل سیاسی دارد.
اگر مجموعه فعالیت های ضدفرهنگی رسانه های غربی طی هفته های گذشته را خلاصه کنیم، باید بگوییم تمام خواسته هایشان از جامعه و دولت ایران موارد زیر بوده است:
1. جمعیت ایران نباید افزایش پیدا کند.
2. زنان ایرانی باید حجاب را از سر بردارند.
3. رقص باید در اماکن عمومی ایران آزاد شود.
4. چارچوب شرعی روابط زن و مرد باید شکسته شود.
1. مخالفت با افزایش جمعیت در ایران
تدبیر حکیمانه رهبر انقلاب در توصیه به ازدیاد نسل و هشدار معظم له نسبت به عواقب کاهش جمعیت جوان -که با تنظیم سیاست های جمعیتی و عملیاتی شدن آن همراه شد- ناخرسندی بیگانگان را به همراه داشت.
بی بی سی فارسی (BBCPersian) :
«بسیاری از کارشناسان با اشاره به محدودیت‌ امکانات طبیعی از جمله کمبود شدید آب و همچنین وجود پدیده مزمن بیکاری در ایران، افزایش جمعیت را به معنی تشدید مشکلات موجود و زمینه‌ساز ایجاد بحران‌های اجتماعی و اقتصادی داخلی و حتی درگیری‌های منطقه‌ای در آینده دانسته‌اند.»[!]
«گفته می شد که جریانات سال 2009 [فتنه88] در ایران تکرار نخواهد شد، چون تورم جوانان از بین رفته است. با افزایش جمعیت و ایجاد تورم دوباره جوان، خود رژیم باید نگران آینده اش باشد.»[!]
رسانه دولتی امریکا "بی حجابی" را از لوازم رسیدن به "جامعه مدنی" معرفی می کند!
رادیوفردا (radiofarda) :
«کم نبوده‌اند کسانی که علاقه و تأکید رهبر جمهوری اسلامی را با اهداف و مقاصد دیگری، از افزایش جمعیت مسلمانان به ویژه شیعیان گرفته تا تأمین نیروی نظامی برای جنگ‌ها و درگیری‌های احتمالی ایران در آینده و تغییر کارکرد و نقش اجتماعی زنان حاضر در جامعه به مادران در خانه‌ها، توضیح داده و تفسیر کرده‌اند.»
دویچه وله (DeutscheWelle) :
« نگاه کلی حاکمیت، حذف زنان از جامعه است.»[!]
همه این خبرسازی ها و جنجال آفرینی ها در حالی صورت می گیرد که همین رسانه ها چند سال پیش به نقل از نتایج «بیست و پنجمین کنگره بین المللی جمعیت» تصریح کردند: «آنچه جمعیت شناسان و اقتصاددانان را نگران می کند، پیر شدن روزافزون جمعیت جهان به دلیل کاهش میزان باروری است که پیآمد محتوم آن افزایش جمعیت کهنسال است... جمعیت ایران پیرتر شده و میانه سنی آن از بیست سال به بالای بیست و سه سال رسیده است.»
2. ترویج بی حجابی به بهانه آزادی!
در حالی که مسلمانان کشورهای مختلف غربی در سال های اخیر با محدودیت هایی از جمله محدودیت در پوشش اسلامی مواجه شده اند، رسانه های آنان بدون توجه به دغدغه های دینی، فرهنگی و اجتماعی زنان ایرانی، به بهانه های مختلف از آن ها می خواهند حجاب از سر بردارند. جالب اینجاست که آن ها آرزوی خود را به عنوان مطالبه زنان ایرانی مطرح می کنند!
طی هفته های اخیر اجرای این مأموریت بر عهده یک خبرنگار بدسابقه گذاشته شده بود. این مستخدم رسانه های بیگانه، با ایجاد صفحه ای در فیس بوک، مدعی است تعداد زیادی از زنان ایرانی عکس های بدون حجاب خود را برای او فرستاده اند. البته در صفحه یادشده تنها تعداد معدودی عکس یافت می شود...
بررسی میزان صحت و وثاقت تصاویر و مطالب صفحه ای که توسط یک نفر مدیریت می شود -و به راحتی می تواند عکسی را بارگذاری یا مطلبی را حذف کند- نیازمند مجالی جداگانه است، اما بدون شک اقدام این خبرنگار و پشتیبانی یکدست تمام رسانه های غربی از وی، تأملی جدی را طلب می کند.
از بی حجابی زنان ایرانی چه چیزی عاید رسانه های غربی می شود؟ چرا آن ها اینقدر به بی حجابی زنان در ایران علاقه دارند؟ چرا برای صفحه ای با کمتر از 80 عکس، این همه سروصدا به راه می افتد؟

رسانه دولتی امریکا "بی حجابی" را از لوازم رسیدن به "جامعه مدنی" معرفی می کند!
بی بی سی فارسی:
«صفحه "آزادی های یواشکی زنان در ایران" اهمیت دارد. این صفحه، تصویر زنانی را جلوی دیدگان عموم می گذارد که "بی حجاب" هستند، نه "بدحجاب"... چتر مشترکی که همه آن ها زیرش جمع شده اند، نشان دادن این واقعیت است که حجابی که بر سر دارند، "توسری" است و نه "روسری".»[!]
رادیوفردا:
«حجاب، چالشی گره خورده با جمهوری اسلامی است.» و ....
از بی حجابی زنان ایرانی چه چیزی عاید رسانه های غربی می شود؟ چرا آن ها اینقدر به بی حجابی زنان در ایران علاقه دارند؟ چرا برای صفحه ای با کمتر از 80 عکس، این همه سروصدا به راه می افتد؟
تنها چند تیتر به عنوان نمونه
تلویزیون بی بی سی فارسی با تعریف و تمجید از بی حجابی در برنامه ای ویژه، وانمود کرد که زنان ایرانی عاشق بی حجابی اند؛ اما در این میان یکی از کارشناسانش (منصوره شجاعی/ فعال حقوق زنان) که خود از طرفداران بی حجابی است، با ناراحتی اذعان کرد: «در اردیبهشت 83 یادم نمی رود که پس از زلزله بم، زنان در تهران "کیف زلزله" درست کرده بودند؛ چراغ قوه، خوراکی و... همه زنان بدون استثنا در آن کیف "روسری" گذاشته بودند. من آن موقع یک مقاله ای نوشتم که مواظب باشید حجاب نهادینه شده است، یعنی یک زن بدون آنکه کسی بگوید اولین چیزی که در ساکش می گذارد، روسری اش است.»


:: بازدید از این مطلب : 490
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فرهنگیان

باسلام

""من اصرار دارم این منطقه را
«غرب آسیا» بگویم، نه خاورمیانه. تعبیر خاور دور، خاور نزدیک، خاور میانه درست
نیست. دور از کجا؟ از اروپا. نزدیک به کجا؟ به اروپا. یعنی مرکز دنیا اروپاست؛ هر
جائی که از اروپا دورتر است، اسمش خاور دور است؛ هر جا نزدیکتر است، خاور نزدیک
است؛ هر جا وسط است، خاورمیانه است! این تعریفی است که خود اروپائی‌ها کردند؛ نه،
ما این را قبول نداریم. آسیا یک قاره‌ای است؛ شرقی دارد، غربی دارد، وسطی دارد؛ ما
در غرب آسیا قرار داریم. بنابراین منطقه‌ی ما اسمش منطقه‌ی غرب آسیاست، نه منطقه‌ی
خاورمیانه.""
بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اساتید
دانشگاه‌
ا/۱۳۹۱/۰۵/۲۲
دوستان ولایی همت کنن آنقدر انتشار بدن تا برای
همه ی عزیزان این نکته جا بیوفته و ادبیاتشون درست بشه.ان شاءالله



:: بازدید از این مطلب : 454
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران