منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 327
:: کل نظرات : 5

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 8

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 1
:: باردید دیروز : 5
:: بازدید هفته : 228
:: بازدید ماه : 487
:: بازدید سال : 584
:: بازدید کلی : 584
نویسنده : kanonbf
چهارشنبه 05 شهریور 1393

برای نجات خود از باتلاق منیت بپا خیزیم
گاهی وقت ها اینقدر سرگرم مشغله های زندگی و فعالیتهای روزمره ،حتی دغدغه های فرهنگی میشویم که غافل از خودسازی میشویم. نام مذهبی بودن را یدک میکشیم در حالی که خود در کوچه های ابتدایی نفس گرفتار شده ایم و تنها به اتهام زدن دیگران روی اورده ایم.
باید قیام کنیم. باید برای نجات خود از باتلاق منیت بپا خیزیم. و غل و زنجیر های شیطان را ،از گردن خویش باز کنیم و رها به سوی معبود پرواز کنیم.

امام خامنه ای:
خدا حاج احمد آقا را بیامرزد که میگفت : «این اواخر ،وقتی شب ها امام گریه میکردند ، دستمال برای پاک کردن اشک چشمشان کافی نبود.» حاج احمد آقا این مطلب را به صورت خصوصی میگفت. میگفت: «برای ایشان هوله می آوردیم تا اشک چشم را با آن خشک کنند.».....
حسادت و رقابت همه جا بد است، جز در امور معنوی. اگر شما دیدید که برادرتان نمازشب می خواند، شما هم وادار بشوید که نماز شب بخوانید، این چیز خیلی خوبی است، این رقابت خوبی است.قرآن به ما چه میگوید؟ می گوید: «سابقوا» مسابقه بگذارید. در کجا؟ در جمع اوری پول ؟ در جمع اوری نام و شهرت؟ نه «الی مغفرة من ربکم و جنة عرضها کعرض السماء و الارض» به سوی مغفرت و آمرزش پروردگار مسابقه بدهید، مسابقه بگذارید.۷۴/۷/۱۷
مراقب باشند جوانهایی که متصدی بخش های مختلف هستند که تقوا را، پرهیزگاری را و پاکدامنی را درون خودشان تقویت کنند، اینها چیز لازمی است. ۹۲/۲/۲


:: بازدید از این مطلب : 457
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : kanonbf
چهارشنبه 05 شهریور 1393

آقا سلام ، ببخشید ! مرکز توانبخشی جانبازان کجاست؟
- همین جا که فلج ها و روانی ها رو نگه میدارن؟ انتهای همین کوچه است.....!
 
شوکه شدم وقتی شنیدم...
داخل که می روی قسمت اعصاب و روان، احساس می کنی هنوز ابر آتش تیر و گلوله روی سرت است...
 
هنوز هر سه ثانیه یکی از روی تخت خیز می پرد....
هنوز یکی را می بینی با لباس لجنی دارد سینه خیز روی زمین می رود تا مین ها را خنثی کند....
آقا اسماعیل تلفن آسایشگاه را سفت چسبیده بود و فریاد می زد پس نیروها کجا هستن؟؟؟ بچه ها قیچی شدند..
محمد آقا را می بینم که دارد دمپایی سفید بچه ها را واکس سیاه می زند، انگار زمان جنگ کفاش جبهه بوده.....
وارد سالن آسایشگاه که می شوی یکی دوان دوان سمتت می آید و حال امام خمینی را ازت می پرسد، می گوید سلامش را به امام برسانم بگویم بچه ها ایستاده اند...
اینجا هنوز بوی کربلای پنج میاد...
 
با گریه خارج می شوم از آسایشگاه و به هیاهوی شهر باز می گردم
 
یکی جلوی درب آسایشگاه تیکه می اندازد که آقا سهمیه بنزین ات را گرفتی؟


:: بازدید از این مطلب : 425
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : kanonbf
چهارشنبه 05 شهریور 1393

دلیل مهاجرت حضرت معصومه (علیهاالسلام) به قم

حضرت معصومه علیهاالسلام
 
 
 
حضرت معصومه علیهاالسلام
 
 
 
 

هنگامی که حضرت معصومه(سلام الله علیها) در ساوه به شدت بیمار شد، چرا در همان جا بستری نگردید و درخواست کرد که او را به قم ببرند؟

در پاسخ باید گفت: این انتخاب دلائل متعددی داشت که به برخی از آنها در ذیل اشاره می­شود:

الف - محیط ساوه در آن مقطع از تاریخ، به خاندان رسالت بی­ارادت بود.( گنجینه آثار قم/ج1/ص 382)

ب - طبق روایات متعددی، قم از دیرباز مرکز شیعیان و دوستداران اهل بیت علیهم­السلام بود. در حدود سال 83 هـ. ق عبدالرحمن بن محمد بن اشعث به همراه هفده نفر از علمای تابعین و شیعیان برجسته و پارسا، مانند کمیل و سعید بن جبیر به قم آمدند و همگی در قریه جمکران سکونت نمودند.

پس از آن آل­اشعر که از مسلمانان معروف یمنی در کوفه بودند، در دو دهه آخر قرن اول به قم آمدند و از آن تاریخ به بعد، قم پایگاه مهمی برای شیعیان و دوستداران اهل بیت علیهم السلام گردید. (کامل ابن اثیر / ج4/ ص82)

ج - از حضرت معصومه علیهاالسلام نقل شده که فرمود:

«پدرم امام کاظم (علیه السلام) فرمود: قم مرکز شیعیان ما است.» (کامل بن اثیر/ج4/ص37)

د - از این مهم­تر! قم از زمان پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله)، یکی از شهرهای برگزیده دینی و مذهبی معرفی شده بود! چنانکه انس بن مالک می­گوید: روزی در محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نشسته بودم، ناگاه امیرالمومنین علی علیه السلام به حضور آن حضرت آمد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) از او استقبال گرمی نمود و پس از معانقه، بین دو چشم آن حضرت را بوسید، سپس فرمود: «ای علی! خداوند ولایت تو را بر آسمان­ها عرضه کرد، آسمان هفتم برای پذیرش ولایت تو از آسمان­های دیگر پیشی گرفت، خداوند آن را به عرش آراست. سپس آسمان چهارم پیشی گرفت، خداوند آن را به «بیت المعمور» آراست. سپس آسمان دنیا پیشی گرفت، خداوند آن را به ستارگان آراست. سپس مکه به پذیرش آن سبقت گرفت، خداوند آن را به «کعبه» آراست. سپس مدینه سبقت گرفت، خداوند آن را به وجود امن آراست. سپس کوفه سبقت گرفت، خداوند آن را به وجود تو آراست. سپس قم سبقت گرفت، خداوند آن را به وجود عرب (شیعه اشعری و...) آراست و از قم دری را به سوی بهشت گشود». دقت در این روایت این مطلب را به خوبی نمایان می­سازد که محور تمام ارزش­ها ولایت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است و ارزش قم نیز به برکت وجود سلاله پاک امیرالمومنین (علیه السلام) و شیعیان و شیفتگان آن حضرت است.

از همه مهمتر این که! امام صادق (علیه السلام) قبل از ولادت امام کاظم (علیه السلام) خبر می­دهد که: «بانویی از فرزندان من به نام «فاطمه» دختر موسی بن جعفر علیها السلام در آن جا (قم) رحلت می­کند که به شفاعت او همه شیعیان ما وارد بهشت می­شوند»

هـ - در روایت دیگری آمده است که امیرالمومنین علی (علیه السلام) به اهالی قم درود و سلام می­فرستد و برای آنها دعا می­کند.

و - امام صادق علیه السلام، نیز قم را حرم اهل بیت دانسته، خاک آن را پاک و پاکیزه معرفی می­نماید.

ز - امام کاظم (علیه السلام) نیز قم را آشیانه آل محمد (صلی الله علیه و آله) معرفی می­کند و یکی از درهای بهشت را از آن اهل قم می­داند.

ح - از همه مهمتر این که! امام صادق (علیه السلام) قبل از ولادت امام کاظم (علیه السلام) (پدر بزرگوار حضرت معصومه علیهما السلام) خبر می­دهد که: «بانویی از فرزندان من به نام «فاطمه» دختر موسی بن جعفر علیهاالسلام در آنجا (قم) رحلت می­کند که به شفاعت او همه شیعیان ما وارد بهشت می­شوند». (بحارالانوار/ج60/ص 216)

بنابراین اصرار حضرت معصومه(سلام الله علیها) مبنی بر حرکت به سوی قم به عنوان یکی از خبرهای غیبی در خاندان عصمت و طهارت مطرح بود و برای آن بزرگوار نیز معلوم بود که باید تا قم بیاید! همچنانکه در خاندان رسالت و امامت، زمان و مکان شهادت اباعبدالله الحسین علیه السلام از قبل معلوم بود. بدین جهت، همان گونه که امام حسین (علیه السلام) برای پایداری دین، از مدینه به مکه و کربلا هجرت نمود، حضرت معصومه علیهاالسلام نیز با علم به فرجام کار به قم هجرت کرد. آن بزرگوار نیز وقتی به ساوه رسید و با آن حوادث تلخ و شکننده مواجه شد، بیمار یا مسموم گردید و متعاقب آن، از ساوه به قم آمد و پس از مدت کوتاهی در قم به لقاءالله پیوست.

شباهت حضرت معصومه به حضرت زینب علیهاالسّلام

در میان خواتین باجلالت و بانوان بیت رسالت و امامت، دو بانوى آسمانى‏اند كه از جهات گوناگون شبیه به یكدیگرند و وجه شباهت و قدر مشترک بین آن دو فراوان است. آن دو بزرگوار، یكى حضرت زینب كبرى، عقیله‏بنى‏هاشم علیهاالسّلام است و دیگرى حضرت فاطمه‏ معصومه سلام‏اللَّه‏علیها.

و اما وجه تشابه و جهت مشابهت و مشاركت آن دو بانوى گرانقدر الهى و آسمانى:

1- هردو سرافرازند كه دختر امام معصوم و آسمانى‏اند. زینب كبرى دخت بلنداختر حضرت امیرالمؤمنین، على علیه السّلام و حضرت معصومه دخت والاگهر حضرت موسى‏بن‏جعفر صلوات‏اللَّه‏علیهاوعلیهم‏اجمعین.

2- هردو بزرگوار مفتخرند كه خواهر امام معصوم‏اند. یكى خواهر دو حجّت خدا، حسن و حسین صلوات‏اللَّه‏علیهما و دیگرى خواهر حضرت على‏بن‏موسى‏الرضا علیه‏السّلام است.

3- هر دو بانوى خاندان وحى، افتخار دارند كه عمه امام معصوم مى‏باشند؛ یكى عمه امام زین‏العابدین علیه‏السّلام و دیگرى عمه حضرت جوادالائمه علیه‏السّلام.

4- هر دو مورد تقدیس و تكریم امام معصوم قرار گرفته و حجّت بالغه الهى زبان به مدح و ثنا و ستایش آن دو گوهر گرانبها گشوده است.

5- هر یك از این دو بانوى بزرگ اسلام، مورد تعظیم و احترام سه امام مفترض‏الطاعة قرار گرفته‏اند؛ حضرت زینب علیهاالسّلام از ناحیه پدر بزرگوارشان امیرمؤمنان حضرت على علیه‏السّلام و از سوى برادرشان حضرت سیدالشّهدا، امام حسین علیه‏السّلام و از ناحیه‏برادرزاده‏شان حضرت امام زین‏العابدین علیه‏السّلام مورد ستایش قرار گرفتند.

هر دو معظّمه به خاطر علاقه به برادرشان، خانه و زندگى خویشتن را رهاكرده، وطن را ترک گفتند و رنج سفر را بر خود هموار نمودند؛ حضرت‏زینب سلام‏اللَّه‏علیها از مدینه به عراق و بالاخره به شام رفتند و حضرت معصومه سلام‏اللَّه‏علیها از مدینه به ایران و بالاخره در سرمین قم رحل اقامت افكندند

حضرت معصومه سلام‏اللَّه‏علیها نیز از ناحیه جدّ بزرگوارشان حضرت امام صادق علیه‏السّلام و از جانب برادر گرانقدرشان حضرت رضا علیه‏السّلام، و از سوى فرزند برادرشان حضرت جوادالائمه علیه‏السّلام مورد مدح و ثنا واقع شده‏اند.

6- هركدام از این دو بانوى باجلالت، شدّت علاقه نسبت به برادر عزیز و والامقام خود داشتند؛ حضرت زینب علیهاالسّلام نسبت به امام حسین علیه‏السّلام و حضرت معصومه علیهاالسّلام نسبت به امام علىّ‏بن‏موسى‏الرضا علیه‏السّلام.

7- هر دو معظّمه به خاطر علاقه به برادرشان، خانه و زندگى خویشتن را رهاكرده، وطن را ترك گفتند و رنج سفر را بر خود هموار نمودند؛ حضرت‏زینب سلام‏اللَّه‏علیها از مدینه به عراق و بالاخره به شام رفتند و حضرت معصومه سلام‏اللَّه‏علیها از مدینه به ایران و بالاخره در سرمین قم رحل اقامت افكندند.

8- هردو بانوى بزرگوار، زادگاهشان مدینه، ولى مدفنشان نقطه‏اى دور از زادگاهشان است؛ حضرت زینب سلام‏اللَّه‏علیها در شام یا مصر، على المشهور، و حضرت معصومه سلام‏اللَّه‏علیها در ایران و شهر مقدّس قم.

9- مدفن و مضجع هر یک از این دو بانوى بهشتى، زیارتگاه عاشقان و علاقمندان خاندان پیغمبر است و مرقد مطهّر و منوّر هر یك از آنان، دلدادگان بى‏شمار دارد و مردم مسلمان حتّى از شهرهاى دور براى زیارت آنها با تمام اشتیاق سفر نموده، به تشرّف به اعتاب مقدّسه آنان فخر و مباهات مى‏كنند.

10- هر كدام از این دو مكرّمه، دو محلّ زیارت دارند. حضرت زینب سلام‏اللَّه‏علیها در مصر و در شام و حضرت معصومه سلام‏اللَّه‏علیها در بیت النّور، محلّ اقامت و عبادتشان - مدرسه ستّیه - و دیگر مدفن مقدّس و حرم مطهّر آن بانوى با جلالت.

برگرفته از بانوی ملکوت، ص 15

 

تهیه و تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

 


:: بازدید از این مطلب : 446
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : kanonbf
چهارشنبه 29 مرداد 1393

مکتب ناب تشیع سربلند وفائق است           تاابد مدیون احسان امام صادق است

مذهب اثنی عشربا نام جعفرزنده است         گرکسی بشناسداورابهرلطفش شائق است

فقه واحکام الهی قبل ازاو مظلوم بود              زنده فقه جعفری از آن امام ناطق است

هست توضیح المسائل نقطه ای ازعلم او        مجتهد مرهون فضل آن امام مشفق است

حضرت صادق طبیب وماهمه بیماراو               چاره ی این دل به دست آن طبیب حاذق است

شعراز بسیجی فرهنگی عبدالحمید روحانی  


:: بازدید از این مطلب : 500
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : kanonbf
سه‌شنبه 28 مرداد 1393
باسلام
 
کودتای28مرداد......

نهضت ضد استعماری ملی شدن صنعت نفت یکی از موفقیت‌های بسیار بزرگ برای ملت ایران است که در اواخر دهه 20 هجری شمسی در ایران اتفاق ‌افتاد.
پس از ملی شدن صنعت نفت، نظام سلطه همه تلاش خود را به کار بست که نهضت ملی شدن صنعت نفت را با شکست روبه رو سازد و برای دستیابی به این هدف از هیچ گونه تلاشی دریغ نکرد. و راه‌های گوناگون را برگزید.

یکی از این راه که از عوامل تاثیر گذار در کودتای 28 مرداد ماه بوده است، تجزیه و اختلاف افکنی بین گروه‌های سیاسی بوده است. دولت انگلستان بعد‌ها به همراهی دولت امریکا اقدامات و هزینه بسیاری برای اختلاف افکنی بین گروه‌های سیاسی در راستای به شکست کشاندن نهضت انجام داد.

:: بازدید از این مطلب : 469
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : kanonbf
شنبه 25 مرداد 1393
هجمه ضد فرهنگی ماهواره علیه حجاب و سبک زندگی


چندهفته ای است که رسانه های غربی هجمه ضدفرهنگی خود برای ترویج سبک زندگی سکولار و تبلیغ آزادی های بی قید و بند را شدت بخشیده اند. جنجال رسانه های غربی علیه ارزش ها و باورهای اسلامی-ایرانی نشان می دهد که بدون شک استحاله فرهنگی و اجتماعی و تغییر هویت کشورها، برای قدرت های استعماری اهمیت بیشتری از مسائل سیاسی دارد.
اگر مجموعه فعالیت های ضدفرهنگی رسانه های غربی طی هفته های گذشته را خلاصه کنیم، باید بگوییم تمام خواسته هایشان از جامعه و دولت ایران موارد زیر بوده است:
1. جمعیت ایران نباید افزایش پیدا کند.
2. زنان ایرانی باید حجاب را از سر بردارند.
3. رقص باید در اماکن عمومی ایران آزاد شود.
4. چارچوب شرعی روابط زن و مرد باید شکسته شود.
1. مخالفت با افزایش جمعیت در ایران
تدبیر حکیمانه رهبر انقلاب در توصیه به ازدیاد نسل و هشدار معظم له نسبت به عواقب کاهش جمعیت جوان -که با تنظیم سیاست های جمعیتی و عملیاتی شدن آن همراه شد- ناخرسندی بیگانگان را به همراه داشت.
بی بی سی فارسی (BBCPersian) :
«بسیاری از کارشناسان با اشاره به محدودیت‌ امکانات طبیعی از جمله کمبود شدید آب و همچنین وجود پدیده مزمن بیکاری در ایران، افزایش جمعیت را به معنی تشدید مشکلات موجود و زمینه‌ساز ایجاد بحران‌های اجتماعی و اقتصادی داخلی و حتی درگیری‌های منطقه‌ای در آینده دانسته‌اند.»[!]
«گفته می شد که جریانات سال 2009 [فتنه88] در ایران تکرار نخواهد شد، چون تورم جوانان از بین رفته است. با افزایش جمعیت و ایجاد تورم دوباره جوان، خود رژیم باید نگران آینده اش باشد.»[!]
رسانه دولتی امریکا "بی حجابی" را از لوازم رسیدن به "جامعه مدنی" معرفی می کند!
رادیوفردا (radiofarda) :
«کم نبوده‌اند کسانی که علاقه و تأکید رهبر جمهوری اسلامی را با اهداف و مقاصد دیگری، از افزایش جمعیت مسلمانان به ویژه شیعیان گرفته تا تأمین نیروی نظامی برای جنگ‌ها و درگیری‌های احتمالی ایران در آینده و تغییر کارکرد و نقش اجتماعی زنان حاضر در جامعه به مادران در خانه‌ها، توضیح داده و تفسیر کرده‌اند.»
دویچه وله (DeutscheWelle) :
« نگاه کلی حاکمیت، حذف زنان از جامعه است.»[!]
همه این خبرسازی ها و جنجال آفرینی ها در حالی صورت می گیرد که همین رسانه ها چند سال پیش به نقل از نتایج «بیست و پنجمین کنگره بین المللی جمعیت» تصریح کردند: «آنچه جمعیت شناسان و اقتصاددانان را نگران می کند، پیر شدن روزافزون جمعیت جهان به دلیل کاهش میزان باروری است که پیآمد محتوم آن افزایش جمعیت کهنسال است... جمعیت ایران پیرتر شده و میانه سنی آن از بیست سال به بالای بیست و سه سال رسیده است.»
2. ترویج بی حجابی به بهانه آزادی!
در حالی که مسلمانان کشورهای مختلف غربی در سال های اخیر با محدودیت هایی از جمله محدودیت در پوشش اسلامی مواجه شده اند، رسانه های آنان بدون توجه به دغدغه های دینی، فرهنگی و اجتماعی زنان ایرانی، به بهانه های مختلف از آن ها می خواهند حجاب از سر بردارند. جالب اینجاست که آن ها آرزوی خود را به عنوان مطالبه زنان ایرانی مطرح می کنند!
طی هفته های اخیر اجرای این مأموریت بر عهده یک خبرنگار بدسابقه گذاشته شده بود. این مستخدم رسانه های بیگانه، با ایجاد صفحه ای در فیس بوک، مدعی است تعداد زیادی از زنان ایرانی عکس های بدون حجاب خود را برای او فرستاده اند. البته در صفحه یادشده تنها تعداد معدودی عکس یافت می شود...
بررسی میزان صحت و وثاقت تصاویر و مطالب صفحه ای که توسط یک نفر مدیریت می شود -و به راحتی می تواند عکسی را بارگذاری یا مطلبی را حذف کند- نیازمند مجالی جداگانه است، اما بدون شک اقدام این خبرنگار و پشتیبانی یکدست تمام رسانه های غربی از وی، تأملی جدی را طلب می کند.
از بی حجابی زنان ایرانی چه چیزی عاید رسانه های غربی می شود؟ چرا آن ها اینقدر به بی حجابی زنان در ایران علاقه دارند؟ چرا برای صفحه ای با کمتر از 80 عکس، این همه سروصدا به راه می افتد؟

رسانه دولتی امریکا "بی حجابی" را از لوازم رسیدن به "جامعه مدنی" معرفی می کند!
بی بی سی فارسی:
«صفحه "آزادی های یواشکی زنان در ایران" اهمیت دارد. این صفحه، تصویر زنانی را جلوی دیدگان عموم می گذارد که "بی حجاب" هستند، نه "بدحجاب"... چتر مشترکی که همه آن ها زیرش جمع شده اند، نشان دادن این واقعیت است که حجابی که بر سر دارند، "توسری" است و نه "روسری".»[!]
رادیوفردا:
«حجاب، چالشی گره خورده با جمهوری اسلامی است.» و ....
از بی حجابی زنان ایرانی چه چیزی عاید رسانه های غربی می شود؟ چرا آن ها اینقدر به بی حجابی زنان در ایران علاقه دارند؟ چرا برای صفحه ای با کمتر از 80 عکس، این همه سروصدا به راه می افتد؟
تنها چند تیتر به عنوان نمونه
تلویزیون بی بی سی فارسی با تعریف و تمجید از بی حجابی در برنامه ای ویژه، وانمود کرد که زنان ایرانی عاشق بی حجابی اند؛ اما در این میان یکی از کارشناسانش (منصوره شجاعی/ فعال حقوق زنان) که خود از طرفداران بی حجابی است، با ناراحتی اذعان کرد: «در اردیبهشت 83 یادم نمی رود که پس از زلزله بم، زنان در تهران "کیف زلزله" درست کرده بودند؛ چراغ قوه، خوراکی و... همه زنان بدون استثنا در آن کیف "روسری" گذاشته بودند. من آن موقع یک مقاله ای نوشتم که مواظب باشید حجاب نهادینه شده است، یعنی یک زن بدون آنکه کسی بگوید اولین چیزی که در ساکش می گذارد، روسری اش است.»

:: بازدید از این مطلب : 495
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : kanonbf
شنبه 25 مرداد 1393

باسلام

""من اصرار دارم این منطقه را
«غرب آسیا» بگویم، نه خاورمیانه. تعبیر خاور دور، خاور نزدیک، خاور میانه درست
نیست. دور از کجا؟ از اروپا. نزدیک به کجا؟ به اروپا. یعنی مرکز دنیا اروپاست؛ هر
جائی که از اروپا دورتر است، اسمش خاور دور است؛ هر جا نزدیکتر است، خاور نزدیک
است؛ هر جا وسط است، خاورمیانه است! این تعریفی است که خود اروپائی‌ها کردند؛ نه،
ما این را قبول نداریم. آسیا یک قاره‌ای است؛ شرقی دارد، غربی دارد، وسطی دارد؛ ما
در غرب آسیا قرار داریم. بنابراین منطقه‌ی ما اسمش منطقه‌ی غرب آسیاست، نه منطقه‌ی
خاورمیانه.""
بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اساتید
دانشگاه‌
ا/۱۳۹۱/۰۵/۲۲
دوستان ولایی همت کنن آنقدر انتشار بدن تا برای
همه ی عزیزان این نکته جا بیوفته و ادبیاتشون درست بشه.ان شاءالله


:: بازدید از این مطلب : 457
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : kanonbf
سه‌شنبه 21 مرداد 1393

باسلام

برگزاری جلسه شورای قشر کانون بسیج فرهنگیان کوار

در تاریخ 21/5/93راس ساعت 7:30 صبح درمکان سالن جلسات اداره آموزش وپرورش شهرستان کوار با حضور کلیه اعضای شرکت کننده برگزارگردید.

این جلسه باتلاوت قرآن کریم وجمع بندی وبیان مصوبات جلسه قبل توسط دبیرجلسه وبعد از آن رئیس جلسه قبل توسط دبیرجلسه وبعد ازآن رئیس جلسه پیرامون مشکلات آموزش وپروش این شهرستان سخنانی ایراد فرمودندو پس از آن اعضای جلسه به بیان نظرات وپیشنهادات وارائه راهکارجهت رفع کردن مشکل مورد بحث وتبادل نظر پرداختند درآخر نیزجلسه مصوباتی به همراه داشتند وقرار شد ماه آینده در جلسه در ساعت 6 عصر روز18/6/93 برگزار گردد.

1-جذب حداکثری نیروی بسیج واستفاده ازتوان همکاران فرهنگی.

2-پیگیری فرق وادیان ومذهب وعرفانهای نوظهور در بین فرهنگیان ودانش آموزان

3-توجه به منافع ملی ومذهبی وارجحیت آن به منافع شخصی.

4- پیگیری امور حجاب ،اعتیاد،وامر اخلاقی واعتقادی ومنکراتی که رواج پیداکرده است.

 


:: بازدید از این مطلب : 458
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : kanonbf
یکشنبه 19 مرداد 1393

 

 

ازآرزوهای امام راحل ما                        نابودی بنیان اسراییل بودست

آن روزمردم قلوه سنگ وآنطرف تانک              این رسم ظلم وسیره قابیل بودست 

آن قلوه سنگ امروز شدانواع موشک                این پاسخی بهر سپاه فیل بودست

شد مستجاب آرزوی پیرجماران                بالطف حق فرعون غرق نیل بودست

شعر از فرهنگی بسیجی عبدالحمید روحانی


:: بازدید از این مطلب : 429
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : kanonbf
یکشنبه 19 مرداد 1393

با سلام

مشق عشق این هفته شهید محمد حسین جانبازی

یاران چه غریبانه رفتند ازاین خانه       هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه

شهید محمد حسین جانبازی در فروردین ماه سال 1339 در روستای "ماصده سفلی "ازتوابع "کوهمره سرخی"چشم به جهان گشود. کودکی را در کنار پدر ومادری مهربان وزلال تراز آب وآفتاب ،گام به گام پشت سر نهاد ودرهفت سالگی با عالمی ازشور ونشاط کودکانه راهی مدرسه شد. دوران تحصیل را تا مقطع سوم دبیرستان با موفقیت سپری کرد. سال سوم دبیرستان او مصادف با اوج گیری قیام وانقلاب مردمی  علیه حکومت خودکامه ستمشاهی بود. اونیز همچون دیگر جوانان غیور ودلیر ایران قیل وقال درس و مدرسه را رهاکرده ،به صفوف به هم پیوسته مردم انقلابی پیوست. وباحضور در راهپیمایی ها وتظاهرات ،نفرت وانزجار خود را از حکومت استبدادی طاغوت نشان داد.

پس ازپیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره)با شور وشوقی بی نظیرپای به مدرسه نهاد. با کوشش وپشتکار فوق العاده ای موفق به اخذ دیپلم گردید . باعشق وعلاقه ای وافرکه به شغل معلمی داشت در سال 1359 به دانشسرای تربیت معلم راه یافت وپس از پایان تحصیلات به عنوان معلم در مناطق محروم ودر بین عشایر سیار بختیاری به تدریس مشغول شد.

شهید جانبازی پس ازیک سال تدریس ،در تابستان سال 1360 همزمان با تعطیل شدن مدارس،راهی جبهه های حق علیه باطل شد.پس ازاتمام ماموریت ،به روستای محروم "بم"رفت وبه انجام رسالت مقدس معلمی پرداخت . ایشان علاوه برتدریس در نویسندگی نیز دستی داشت وازاو داستانهایی به جا مانده است.

اما حال وهوای صمیمی جبهه وشوروصفای صمیمی رزمندگان جان برکف، اورا برآن داشت که بار دیگر رهسپار دیارعاشقان شود ودر جوار عاشقان راستین قبله نور ،سنگرنشین سرزمین آتش وعشق گردد که این بار ماموریت او به مدت نه ماه به طول انجامید .

چند صباحی بعد ،بنا به سنت حسنه رسول خدا (ص)به امرمقدس ازدواج مبادرت نمود ومجددا درناحیه 3 آموزش وپرورش شیراز،بخش کوار،به شغل معلمی روی آورد ورفته رفته مدارج ترقی را سپری نمود ومدتی پس ازآن در امتحان گزینش دانشگاه آزاد شرکت جست  ودر رشته معارف ،آن دانشگاه پذیرفته شد.

شهید جانبازی در فروردین سال 1365 ،دوباره راهی دیار نور علیه ظلمت گردید . به مصاف خصم زبون رفت  وبه رشادت های به یادماندنی ازخویش به یادگارگذاشت.

این هنرمند دلسوز وجنگجوی فداکاراسلام پس از سالها مشتاقی ومهجوری در تاریخ 65/2/24در منطقه شرهانی در خاک وخون غلتید وبه آرزوی دیرینه خویش که همان شهادت بود ،دست یافت.

کرامت شهید جانبازی:

تقریبا اوایل سال 1372بوده یک شب درخواب دیدم، درمحورپیچ انگیز وشیار بجلیه،در روی تپه ماهور پیکر شهیدی افتاده است.اسکلتش کامل بود واستخوانهایش سفید وبراق.شهید لباسی برتن داشت که بکلی پوسیده بود . وقتی او را بلند کردیم ابتدا به دنبال پلاکش گشتم پلاک را پیداکردم ،بسیارخوانا بود ،سپس جیبش را بازکردم ،ویک کارت نارنجی رنگ خاک گرفته ازجیب چپش در آوردم .روی آن رابا دست پاک کردم نوشته شده بود "سید محمدحسین جانبازی فرزند سهراب از استان فارس"بود ناگهان ازخواب بیدارشدم،پیش خودم گفتم :این هم حتما مثل خوابهای دیگر،شاید ازپرخوری بوده . زیادجدی نگرفتم .در دفترچه ام شماره پلاک ونام شهید را که هنوز به یاد داشتم یاداشت نمودم.حدود 2هفته بود که به تفحص می رفتیم درمحور شمال فکه بابرادران اکیپ مشغول جستجو بودیم. من دیگر ناامید بودم. یک روز نزدیکی های غروب که داشتم از خط برمیگشتم روی یک تپه نشستم وبه پایین نگاه می کردم. چشمم به شیار نفر رو افتاد.در همین هنگام چند نفراز بچهاکه درون شیار بودند فریاد زدند شهید ،شهید- چون مدتها بود پیکرشهیدی راپیدا نکرده بودیم همگی نا امید بودیم جلو رفتم بچه ها جنازه رو از کف شیار بیرون آورده بودند بالای سرش رفتم .دیدم بدنش سالم ،امالباسش پوسیده است ،احساس کردم شهید برایم آشناست ،وقتی جیب اورا گشتم کارت شناسایی اش را درآوردم وبا کمال حیرت دیدم روی کارت نوشته "محمدحسین جانبازی"شماره پلاک را باشماره پلاکی که در خواب دیده بودم مطابقت دادم . باتعجب متوجه شدم ،همان شماره پلاکی است که در خواب دیده بودم.تنها چیزی که برایم عجیب بود پیشوند "سید"بود.من در خواب دیده بودم روی کارت نوشته بود "سیدمحمدحسین جانبازی"ولی زمان پیداشدن شهید ،فقط نام "محمدحسین جانبازی فرزند سهراب اعزامی از استان فارس "ذکرشده بود احساس کردم لقب "سید"رابعدازشهادت از مادرش فاطمه الزهرا(س)عاریت گرفته وجزءاین نمی تواند باشد.

نقل از برادر نظر زاده

یاد ونامش آرام بخش دلهای عاشقان باد.

چوگل بشکفت خون این شهیدان      بگرمی گفت خون این شهیدان

که تا چشم زمان بیدار باشد             نخواهد خفت خون این شهیدان


:: بازدید از این مطلب : 503
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران