منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

منوی کاربری

:: خوش آمدی : [Login_Name]
:: آخرین ورود:[Login_Date_Last]
:: نام کاربری : [Login_Username]
:: پنل کاربری
:: مشاهده پروفایل
:: ارسال پست جدید
:: ویرایش پروفایل
:: خروج از سایت
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 327
:: کل نظرات : 5

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 8

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 1
:: باردید دیروز : 97
:: بازدید هفته : 234
:: بازدید ماه : 482
:: بازدید سال : 579
:: بازدید کلی : 579
نویسنده : kanonbf
چهارشنبه 06 اسفند 1393

 


:: بازدید از این مطلب : 315
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : kanonbf
چهارشنبه 06 اسفند 1393

باسلام

درتاریخ 93/12/4 درمدرسه عفاف جلسه حلقه های صالحین با حضورفرهنگیان وسخنرانی سرگردامیری فرمانده سپاه ناحیه کوار برگزار گردید.

سرگرد امیری : هدف ازانقلاب اسلامی تشکیل حکومت اسلامی بوده است.تاحدودی این امرمحقق شده  وبرای رسیدن به تمدن اسلامی هنوزخیلی کارهابایدانجام دادتااین امرنیزتحقق یابد،این کلاسهای صالحین هم گامی درایجاد تمدن اسلامی است.

اگربرسیم به این باور که دانش آموزان امانتهایی در دست ماست سعی در عملیاتی کردن آموزه های اسلامی هستیم.سخت ترین رسالت متوجه قشر فرهنگی جامعه است که حتی می توانیم انقلاب های فرهنگی را در همین مدارس مدیریت کرد.

خداوند می فرمایند:مثال کفررامی زندبرای همه افراد(همسران نوح ولوط>>>>مصداق کفر      واگر دنبال مصداق ایمانی باشند(زن فرعون آسیه وحضرت مریم س)مصداق ایمان می باشد.

دراین زمان ودر زمان های طاغوت هم برداشتن چادراز سرزنان نیز بوده است. اما خیلی ها در مقابل این امرمقاومت کردند وچادرخود راحفظ کردند.

مابایدجای خود را در دنیابهتربشناسیم وخصوصا رسالت معلمی که در دست ماست دقت رادراین زمینه بیشتر می کندو.....


:: بازدید از این مطلب : 599
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : kanonbf
چهارشنبه 06 اسفند 1393

 

سلام بر زینب کبری...ولادت عقیله بنی هاشم به همتون مبارک انشاءالله..
 
  
کوثر آورده کوثری که مپرس!            فاطمه زاده دختری که مپرس!
 
 
دختری که به یک کرشمه چنان         از علی کرده دلبری که مپرس!
 
 
مصطفی ذکر شکر میگوید               در شب قدر دیگری که مپرس!
 
 
و حسن مژده میدهد به حسین          مادر آورده خواهری که مپرس!
 
 
آن فروزان ستاره ای که مگو            و آن درخشنده اختری که مپرس!
 
 
در حیا مثل مریم قرآن                   در صبوری چو هاجری که مپرس!
 
 
در وفا هیچ کس چنان تو نشد           مثل زهرای اطهری که مپرس!
 
 
آنچنان در حیا و صبر و وفا               سروری برتری سری که مپرس!
 
 
مثل مادر تو زینت پدری                  آنقدر شکل حیدری که مپرس!
 
*****
 
دختری از تبار خورشید است              پدری نور و مادری که مپرس!
 
 
دو برادر، که سیدان بهشت..             جد او هم  پیمبری که مپرس!
 
 
آفتاب و ستاره و مهتاب                  خاندان مطهری که مپرس!
 
 
گریه میکرد و حال میخندد               با نگاه برادری که مپرس!
 
                     گریه میکرد و حال میخندد  
 
 
                      بخدا با تو عهد می بندد...*
 
  
* حضرت زینب در نوزادی گریه میکرد و آروم نمیشد تا امام حسین علیه السلام ایشونو توی آغوش گرفت لبخند زد و شروع کرد خندیدن....

 

 

دیدید بعضی ها میخواهند غزل بگویند اما یاد بدهکاریها ومشکلات روز مره می افتند
این یک نمونه از اون غزلهاست

 


خواستم از رخ زیبای تو گویم ای دوست

از قد وقامت رعنای تو گویم ای دوست


خواستم تا که غزل گویم ووصف تو کنم

یا که ازحسن تماشای تو گویم ای دوست


لیک طبع غزل و قسط عقب مانده کجا

پس چه بهتر که سودای تو گویم ای دوست


قند امروز گران تر شده از لعل شما

تا کی از کتری و از چای توگویم ای دوست


قد سرو تو کمی شیب ملایم دارد

من چه رازی زمعمای تو گویم ای دوست


نرخ سبزی شده چون قیمت الماس اینک

ازتره یاکه زنعنای تو گویم ای دوست


هسته ی خال تو امروز چه صلح آمیز است

از غنی سازی وامضای تو گویم ای دوست


دل دیوانه یکی مبلغ یارانه یکی

باز از نان ونواهای تو گویم ای دوست


با چنین وضع چه گویم که غزل خوش باشد

یا که از مسکن واز جای تو گویم ای دوست


غزلی گفتم وشد شله قلمکار آخر

پس بخوان تا که ز آوای تو گویم ای دوست


شعر خوبست که عیسی نفسی یار شود

تا زانفاس مسیحای تو گویم ای دوست


شعرازفرهنگی بسیجی عبدالحمید روحانی


:: بازدید از این مطلب : 307
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : kanonbf
یکشنبه 03 اسفند 1393

صیاد شیرازی آمد به من گفت‌«‌کاوه کجاست‌؟‌»
 
خودش می‌دانست آن‌جا سردترین جای منطقه‌ست‌، بخصوص در شب‌ها‌، منتها گفت‌«‌باید ببینمش‌. یک هلی‌کوپتر دارد می‌رود آن‌جا‌. می‌آیی‌؟‌»
 
با هلی‌کوپتر رفتیم. پیاده شدیم‌.
 
به‌ هر کس می‌رسید می‌پرسید‌«‌کاوه را ندیده‌ای شما‌؟‌»
 
پرسان پرسان رفت. فهمید کجاست‌. برگشت به من گفت‌«‌پیداش کردم دیگر‌. من شب این‌جا می‌مانم‌.‌»
 
یعنی‌«‌اگر می‌خواهی برگردی برگرد تا هلی‌کوپتر نرفته‌.‌»
 
دلم که می‌خواست‌، ولی زشت بود برگردم‌.
 
گفتم‌«‌من هم کارش دارم‌.‌»
 
نداشتم‌. خودم و محمود خیلی بهتر از هر کس این را می‌دانستیم‌.


 
رفتیم توی سنگر محمود و سرمان گرم شد به خوش و بش و حرف از عملیات و آموزش بچه‌ها‌. شب شد‌. سوز آمد زد به سر و صورت‌مان‌. زمهریر بود‌. سنگرمان سقف نداشت‌. دور تا دورش دیوار سنگی چیده بودند و همه‌مان داشتیم مثل بید می‌لرزیدیم‌.
 
چهار پنج نفر بودیم و فقط یک کیسه خواب آن‌جا بود‌.
 
یکی از بچه‌ها آمد توی سنگر گفت‌«‌من فقط امشب مهمان شمام‌. کیسه خواب ندارم‌. چی کار کنم‌؟‌»
 
محمود دست کرد کیسه خواب را برداشت‌، پرتش کرد طرفش‌،خندید گفت‌«‌این هم کیسه خواب‌.‌»
 
آن شب تا صبح همه‌مان چمباتمه زدیم خوابیدیم لرزیدیم‌ و لرزیدیم و لرزیدم، در سوز سرمایی که دندان‌هامان را بی‌اختیار تق و تق به صدا در می‌آورد‌.
 .
 .
 .
 محمود طلسم شب‌های خطرناک و خونین کردستان را این طور شکست‌.
 
به همین دلیل بود که با آن حقوق‌های 2500 تومانی همه‌مان‌؛ اعلام کرده بودند
«‌هر کس سر محمود کاوه را تحویل‌مان بدهد سه میلیون تومان جایزه می‌گیرد‌.‌»

خاطره‌ای از جاوید نظام‌پور (همرزم شهید کاوه)
خضری، فرهاد؛ رد خون روی برف ؛ کتاب کاوه ؛ تهران: روایت فتح 1389 ؛ صفحه 58

ب.ن.: 1. توضیح عکس: شهید کاوه دستی بر یقه دارد و شهید صیادشیرازی با کلاه مشخص است.
2. قیمت سکه طلا سال‌های 60،61،62   3500تومان بوده و سال 63 به 3900 رسیده، سال 64  4418 بوده و سال 65 که سال شهادتِ شهید کاوه است به 6500 تومان هم رسیده. صرفا جهت اطلاع و مقایسه!


:: بازدید از این مطلب : 322
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : kanonbf
شنبه 02 اسفند 1393

باسلام

جلسه حلقه های صالحین >>>حلقه شهید حبیب اله جوکار با سرگروهی لیلا جلالی فر درتاریخ 93/11/11 در زمان 12:30  مکان دبستان بصیرت برگزارنمودند.

 

موضوع جلسه به علت شروع دهه فجر موضوع بحث درمورد انقلاب اسلامی ودستاوردهای آن صحبت شدکه با پیروزی انقلاب اسلامی درعرصه های مختلف سیاسی،اجتماعی فرهنگی و....خوش درخشیدند وازهمکاران خواسته شد که این موضوع پیروزی انقلاب اسلامی ودستاوردهایش را دست کم نگیرند وآن را درکلاسهای درسی مطرح کنند.وبه علت آشنا نبودن دانش آموزان این دهه باشرایط قبل از انقلاب وبعدازانقلاب  دانش آموزان رابا این مباحث آشناکنیم که این انقلاب چگونه به وجود آمدو...

 


:: بازدید از این مطلب : 421
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : kanonbf
شنبه 02 اسفند 1393

بد شده ایم !
بد شده ایم !
از وقتی شروع کردیم به قربانت بروم های تایپی!
به دوستت دارم های اس ام اسی!
به عاشقتم های وایبری ، ویچتی ، لاینی ...
بد شده ایم !
از وقتی هر کدام از کانتکت لیستمان چیزی فرستاد و قلب های سرخ را روانه ی تکست کردیم....
و عشقم و عزیزم و گلم صدایش کردیم...
فرقی هم نمیکرد که باشد!
دیگر کلمات دم دستی ترین ترفندمان شد...
کلماتی که مقدسند...
که معجزه میکنند!!
افتادند زیر دست و پا ...
فرقی برایمان نکرد که چه کسی,باشد از چه جنسی باشد...
فقط اینکه باشد و دمی بگذرد برایمان کفایت کرد...!!!
و آنسوی ماجرا پیچیدیم و پیچاندیم و به زرنگی خودمان آفرین گفتیم!!!
حال خیلی هامان خوب نیست این روزها!
عادت کردیم مرگ خیلی چیزها را جشن بگیریم ,,,
دردناک است حال و روزمان!!
دردمان درمان دارد.............
کمی صداقت ....
کمی شهامت ...
فقط همین !!!!


:: بازدید از این مطلب : 285
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : kanonbf
شنبه 02 اسفند 1393

ابوبصیر می گوید: در کوفه برای زنی قرآن می خواندم، یک بار در موردی با او شوخی کردم. بعد از مدّتی خدمت امام باقر (ع) رسیدم، امام مرا مورد مؤاخذه و سرزنش قرار داد و فرمود«:کسی که در خلوت مرتکب گناه شود خداوند به او نظر لطف نمی کند، چه سخنی به آن زن گفتی؟!»شوخی با نامحرم ممنوع
وی می گوید: از شرم و خجلت سر در گریبان افکندم و توبه کردم.
امام باقر (ع) فرمود:«شوخی با زن نامحرم را تکرار نکن.»
(بحار الانوار،ج:46،ص:247)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
هرکس با غیر همسر خویش شوخی و مزاح کند به اندازه هر کلمه ای که در دنیا سخن گفته باشد ، خداوند هزار سال او را در زندان دوزخ نگاه خواهد داشت.
(ثواب الاعمال ص 283)
پی نوشت: این که ابوبصیر نابینا بوده و گاه زنان برای آموزش یا القای حدیث او را به مجالس خود دعوت می کردند، ممکن است در چنان فضایی زنی سر به سر او گذاشته و او نیز با شوخی جواب داده ، با این حال شوخی با نامحرم در این حد نیز مورد تأیید اهل بیت (علیهم السلام) نبوده است. چه رسد به بگو بخند با نامحرم که در برخی فضاهای امروز جامعه امری عادی به نظر می رسد.


:: بازدید از این مطلب : 285
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : kanonbf
شنبه 02 اسفند 1393

با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است
ما بهر ملاقات خدا وقت نداریم
چون فرد مهمی شده نفس دغل ما
اندازه یک قبله دعا وقت نداریم
هرچند که خوب است شهیدانه بمیریم
خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم

برای "خود" زندگی کردن
عاقبتش همین افسردگی است!
کاش از همان اول برای "خدا" زندگی میکردم . . . !!!!!

آیت الله بهجت:
افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجدجمکران می روند
ونمی دانند خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فرج او دعا کنند...
اللهم عجل لولیک الفرج..

#دل و #زبانت را که از هم جدا کردی؛
دنبال تعریف دیگری برای #منافق نگرد...

 

انسان منتظر‌، پیوسته پیوند قلبی با امام زمان خود دارد . و هیچگاه این گوهر ارزنده را از دست نمی‌دهد. امام صادق(ع) فرمودند : « کسی که در زمان غیبت قائم علیه السلام بر ولایت ما ثابت و استوار بماند، خداوند به او پاداش هزار شهید عطا فرماید. »

 

تکیه بر کعبه بزن سر بده آواز ظهور
چون که این کار تو خوشحال کند زهرا را
آنکه در قدرت تو رفتن امروز نهاد
داد بر قَبضه ی تو آمدن فردا را
کعبه را شوق طواف تو نگه داشته است
ورنه ریگ است و بِگردد همه ی صحرا را
هر که زنده است به خورشید سلامم بِبَرد
ما که مُردیم و ندیدیم به خود گرما را
ای عطش تشنگی کوزه به دریا برسان
یک نفر یک خبر از ما بدهد دریا را

 


:: بازدید از این مطلب : 287
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : kanonbf
چهارشنبه 29 بهمن 1393

با صدای جیغ زن از خواب پرید.

[ نـــور !!! یک نور عجیب در اتاق است ... !!!! ]

مرد یهودی از خواب پرید و با شتاب به سمت اتاق رفت.

چادر را که دید ، همه چیز به یادش آمد.

چادر فاطمه (س) را به جای قرض به علی (ع) امانت گرفته بود.

حالا نورِ چادر اتاق را پر کرده بود.

مرد یهودی و همسرش از تعجب و شگفت زدگی اقوامشان را خبر کردند و برای دیدن چادر نورانی به منزل آوردند.

[ با دیدن نور چادرفاطمه (س) هشتاد نفر از یهودی های مدینه مسلمان شدند. ]

+ بحار ج 43 ص 40 و خلاصه ای از این روایت در مناقب شهرآشوب ج 3 ص 118117 ,منتهی الآمال ص 160



:: بازدید از این مطلب : 304
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : kanonbf
چهارشنبه 29 بهمن 1393

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرمایند:


در شب معراج که به آسمانها رفته بودم ملکوت زنی را دیدم که سر تا پایش تماما به شکل سگ بود و آتش از پائین اش داخل می شد و از دهانش خارج می شد و تازیانه های سهمگین ملائکه ی غضب هر لحظه بر سر آنها نواخته می شد، نعره و صدایشان عالم را گرفته بود. از جبرئیل پرسیدم این شخص کیست؟ گفت: او زنی بوده که در دنیا آوازه خوانی یا نوازندگی می نموده است.

 

حیوة القلوب (علامه مجلسی ره )  باب معراج ، عیون الاخبار الرضا (ع) ، بحارالانوار جلد 8 صفحه 309



:: بازدید از این مطلب : 277
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران