منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
موضوعات
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



لینک دوستان
آخرین مطالب
دیگر موارد

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 2
بازدید دیروز : 2
بازدید هفته : 29
بازدید ماه : 19
بازدید کل : 31280
تعداد مطالب : 327
تعداد نظرات : 5
تعداد آنلاین : 1


Alternative content



آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 327
:: کل نظرات : 5

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 8

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 2
:: بازدید هفته : 29
:: بازدید ماه : 19
:: بازدید سال : 1623
:: بازدید کلی : 31280
نویسنده : فرهنگیان
شنبه 15 آذر 1393

تو می روی سفر اما روایتش با ما
روایتِ پر ِ سوز ، پر ز غربتش با ما

پیاده رفتن ِ تا کربلا برای شما
و صورتی پر ِ اشک ، آه و حسرتش با ما

شلوغی ِ حرم ِ اربعین برای شما
دل و سه کنج اتاق ، اوج خلوتش با ما

ضریح در بغل و بوسه ها برای شما
زهی نبود ِسعادت ملامتش با ما

نماز ِعشق ، بالای سر ، برای شما
و سجده های مکرر به تربتش با ما

خوش آن دمی که ببینم که گویدم ارباب:
دلی شکسته است اینجا حاجتش با ما


:: بازدید از این مطلب : 325
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : فرهنگیان
شنبه 15 آذر 1393

می گویند زن های عرب دلشان که می گیرد، غصه که می افتد به جانشان، راه کج می کنند سوی حرم تو آقا! می نشیند یک گوشه چادرشان را روی صورتشان می کشند هی می گویند یا عباس ادرکنی، ادرکنی بحق اخیک الحسین، اصلا حرم ات معروف است به عقده گشایی و باز کردن سفره دل...
می گویند شیعیان مدینه کارشان که گیر می کند روزگار که سخت می گیرد، یک راست می روند پشت دیوارهای بقیع ستون دوم روبروی حرم نبوی می روند و مادرتان را قسم می دهند به شما به شمایی که مشگل گشای دلهای.
‌ی...
می گویند شما کاشف الکرب حسینی آقا... می گویند هر که می رود کربلا غم های دلش حواله می شود به سوی حرم شما، عقده های دلش باز می شود در آن صحن، دلش آرام می گیرد...
یا عباس!
کرب هایم را برایت آورده ام
غصه هایم را آورده ام
نه راهی به مدینه دارم نه به کربلا . مانده ام در این شهر پر التهاب. مانده ام در این خستگی
نذر کرده ام برای دل خسته ام،نذر کرده ام بنشینم گوشه ای و برای دل خسته ام بخوانم:"یا کاشِفَ الْکَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ اِکْشِفْ کَرْبی بِحَقِ اَخْیکَ الْحُسَیْنِ"

دریاب این دل را...


:: بازدید از این مطلب : 314
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : فرهنگیان
پنج شنبه 13 آذر 1393
نتیجه اش زیباست وقتی این دو را پیوند می زنیم؛


اینکه فرمودند: زکات زیبایی پاکدامنی ست


و اینکه پرداخت زکات دارائیت را افزون می کند

حالا آنان که زیبایی بیشتر می خواهند، بسم الله
 
ای بانــــوی سر زمین من !!!!
این قدر دَم نزن از بی غیـــرتی مردان سرزمینم ..
اندکـــی تو هم بانو بــآش ..
ارزش ناموس بودنت را نگــــه دار ..
 

 

 

چادر مشکی تو


برایت امنیت می آورد


خیالت راحت،

گرگها همیشه به دنبال شنل قرمزی هستند...
شبکه من و تو، چه من و تو هایی را به هم زد .....

♥•٠·˙

نقل قول :
یه راننده تاکسی به من نگاهی انداخت گفت: پسر جان ماهواره نگاه نکن.
گفتم چرا؟
گفت من خودم ماهواره داشتم فکر میکردم خوبه و دیگران دروغ میگن و آدم می تونه خودشو کنترل کنه، ولی نفهمیدم که آدم که نمی تونه همه خونه رو کنترل کنه.
گفتم خب.
گفت هیچی داداشم هم داشت.از وقتی که خانمش می نشست پای برنامه من و تو رفتارش عوض شده بود.
گفتم چطور؟
گفت هر روز به بهانه کلاس خیاطی و رانندگی از خونه میزد بیرون.
یک روز رفتیم خیاطی گفتن اصلا اینجا دوماه سر نزده. رفتیم کلاس رانندگی گفتن فقط یک روز اومده.

آخر سر افتادیم دنبالش دیدیم با یه پسر میره صفا سیتی.
شب داداشم وقتی دید خانمش دیروقت اومد خونه بهش گفت از همه چیز خبر داره.
میگه خانمش با تمام پرروی برگشت گفت: من اون پسره رو دوست دارم اون برام طلا میخره و منو دوست داره به کسی هم ربط نداره.

راننده گفت از امروز صبح ماهواره خونه رو باز کردم انداختم دور....


____________________________________________________________________

اینم یکی از داستانا

معلم پرورشی ما تعریف میکرد میگفت من خودم این ماجرا رو از زبان یه نصاب ماهواره شنیدم:میگفت اون اقا تعریف میکرد یه روز رفتم یه خونه ای ماهواره نصب کنم.دیدم خانوم خونه کاملا باحجابه و خیلی تعجب کردم(گویا این خانوم با ماهواره خریدن مخالف بوده اما همسرش به زور ماهواره رو میخره)میگفت حتی اون خانوم در حضور من کلی باهمرش بحث کرده که اینکارو نکن اما همرش گوش نمیده.گفت بعد ازیه مدت خود همون خانوم زنگ زده به من که برم ماهواره رو تعمیر کنم.گفت وقتی وارد خونه شدم دیدم همون خانوم که چند وقت پیش چادر پوشیده بود و رو هم گرفته بود با تاپ وشلوارک جلوی من رفت و امد میکرد،اصلا انگار نه انگار...
 
 
 
 

 

 

 

:: بازدید از این مطلب : 331
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : فرهنگیان
چهار شنبه 12 آذر 1393
مقایسه دو جنگ ایران و عراق و جنگ نرم امروز در فضای مجازی می‌پردازیم.

1 - در هشت سال دفاع مقدس همه بر وجود دشمن اتفاق نظر داشتند اما در تهاجم فرهنگی کنونی این اتفاق نظر وجود ندارد!

2 - در هشت سال دفاع مقدس همه قبول داشتند که تهاجم صورت گرفته اما امروز برخی حتی متوجه تهاجم هم نشده‌اند و شاید هم نمی‌خواهند متوجه شوند!

3 - فرماندهان و تصمیم‌گیران دفاع مقدس در دفاع از کیان کشورمان متحد بودند اما امروز اختلاف‌نظرهای زیادی درباره نحوه مواجهه با تهاجم فرهنگی بخصوص در موضوع ماهواره و اینترنت وجود دارد!

4 - فضای دفاع از کشور در هشت سال دفاع مقدس انسانها را مذهبی‌تر و خالص‌تر می‌کرد اما در عرصه دفاع از کیان و بنیان فرهنگ و خانواده اینگونه نشده است!

5 - در هشت سال دفاع مقدس از ابتدا ادوات نظامی به میزان کافی در اختیار نداشتیم و با دست خالی در مقابل مهاجم ایستادیم اما اکنون ادوات و نیروی انسانی مناسبی برای دفاع دربرابر تهاجم فرهنگی در اختیار داریم.

6 - در هشت سال دفاع مقدس پای آمریکا و قدرت های بزرگ را از کشورمان بریده بودیم اما اکنون در فضای مجازی وابستگی‌هایی به آنان (مانند سرویس های موتور جستجو، برنامه‌های کاربردی و غیره) وجود دارد.

7 - در هشت سال دفاع مقدس ما در برابر تهاجم حمله هم می‌کردیم و موفق آمیز هم بود اما اکنون تهاجمی در عرصه فضای مجازی و ماهواره انجام نمی‌دهیم!

8 - در هشت سال دفاع مقدس یک وجب از خاک کشورمان هم به دست دشمن نیفتاد و در طول آن هم اگر اشغالی صورت گرفت با غیرت از چنگ دشمن درآوردیم اما امروز چشم و ذهن و دل جوانان ما با اینترنت و ماهواره اشغال شده و معلوم نیست از چنگ دشمن درآید!

9 - در جنگ نظامی قدرت تخریب یک موشک محدود به یک منطقه بود اما الآن قدرت تخریب ماهواره و اینترنت به وسعت همه جوانان کشورمان است.

10 - بجز سلاح‌های کشتار جمعی آثار خطرناکی در نسل بعد در یک جنگ نظامی ممکن است دیده نشود اما ماهواره و اینترنت (با تهاجم فرهنگی) روی نه یک نسل بلکه نسل‌های بعدی هم اثر مخرب دارد.

11 - موشک و تانک و ادوات نظامی مهاجم در هشت سال جنگ تحمیلی برایمان جذابیتی نداشت اما امروز تهاجم فرهنگی به صورتی دجال گونه (دجال یعنی چیزی که مضر است و نفعی ندارد اما روکش آن طلا و فریبنده است) با ظاهری فریبنده سراغ ما آمده است.

12 - مهاجم در آغاز جنگ تحمیلی صراحتاً می گفت که می‌خواهد ادامه مصاحبه را در تهران داشته باشد و قصدش اشغال کشورمان است اما امروز گرگی در لباس میش با تهاجم فرهنگی قصد تسخیر دل و ذهن جوانان کرده ولی در ظاهر سخن از دوستی و دموکراسی به زبان می‌آورد.

13 - در زمان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران با شعار (کربلا کربلا ما داریم می‌آییم) حسینی فکر می‌کردیم و می جنگیدیم اما امروز در عرصه جنگ رسانه ای و تهاجم فرهنگی شعارهای اینچنینی و اهداف مشابه آن روزگار دیده نمی‎‌شود.

14 - در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران مسئله‌ی حجاب و عفاف ابزار تهاجم نبود اما امروز زن غربی از نوع فاسد آن ابزار تهاجم است و متأسفانه الگوسازی و ارائه مدهای غیرمتعارف و غیرشرعی هم در این زمینه برای جوانان ما انجام می‌شود.

15 - در جنگ نظامی عمده فکر و ذهن بر مسائل نظامی و فیزیکی متمرکز بود اما امروز در تهاجم فرهنگی جنگ ایدئولوژیک و شبهه افکنی بسیار پررنگ است.

با توجه به نکاتی که تقدیم شد آیا بهتر نیست مانند ادارات و سازمانها، در عرصه دفاع در برابر تهاجم فرهنگی دشمن هم (بسیج فضای مجازی) تشکیل شود و قاطعانه و مخلصانه جلوی این تهاجم بایستیم. تصور این حقیر آن است که تهاجم فرهنگی دشمن بسیار مخرب تر از جنگ نظامی است و امیدواریم خداوند سبحان به همه ما بصیرت و قدرت درک این تهاجم و راه و رسم صحیح دفاع در برابر این شبیخون عظیم فرهنگی را عنایت فرماید و جوانان و اهل این مملکت را از گزند این حوادث حفظ نماید. ان شاء الله تعالی.

والحمد لله رب العالمین.

:: بازدید از این مطلب : 315
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : فرهنگیان
چهار شنبه 12 آذر 1393

این طوری میشه که میگن چادری ها خودشون از همه بدترن،چرا بدترن؟
چون باید چادر داشته باشی کنارش کلی حیا داشته باشی...
ولی اصلا آرایش نداشته باشی ...
حرکات ناجور نداشته باشی...
اینجوری تازه میشی یه چادری باحجاب...


:: بازدید از این مطلب : 328
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : فرهنگیان
چهار شنبه 12 آذر 1393

 

مراقب باش بانو!
مراقب باش بانوی محجبه!
حجاب تو تاج سروری خداوند بر توست نه تاج سروری تو بر بی حجاب ها!
حجاب تو وسیله ای برای بی گناه شدن توست نه وسیله ای برای گناهکار شدن بی حجابها!
حجاب تو به تو کمک می کند گناه نکنی اما بی گناهیت را ثابت نمی کند!
حجاب تو سند آزادی توست نه سند برتریت!
حجاب تو فقط سپری برای محافظت از تو در قبال نگاه های مسموم نیست!
حجاب تو باید سپری در قبال تمام گناهان باشد!
حجاب تو باید سبب جاذبه ات باشد نه دافعه ات!
مراقب باش بانوی محجبه!
مراقب باش که حجابت سبب غرورت نشود!
مراقب باش که به واسطه حجابت خود را بهشتی ندانی و دیگران را جهنمی!
حجاب تو تنها یکی از نشانه های تقواست!
مراقب باش از سایر نشانه ها غافل نشوی!


:: بازدید از این مطلب : 333
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : فرهنگیان
چهار شنبه 12 آذر 1393

فلفل؛
←حتی کمترین مقدارش هم تند است!
دهان سوز است؛
میسوزاند...
بانوی چادری عزیز!
×نگو کمی از موهایم پیدا باشد اشکالی ندارد
×نگو کمی آرایش اشکال ندارد
اشکال دارد!
هم برای تو ◀حجاب سوز▶ است!
و هم برای دیگران"طعم خوش چادر" را تند و دهان سوز میکند.


:: بازدید از این مطلب : 302
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فرهنگیان
دو شنبه 10 آذر 1393

 


هرگز نمازت را ترک مکن!!!

میلیون ها نفر زیر خاک...

بزرگترین آرزویشان:

 ;بازگشت به دنیاست;


تا" سجده " کنند

*******************************************

 

ـــ به کجا چنین شتابان؟

 

 

 گون از نسیم پرسید.

 

 

ـــ دل من گرفته زین جا

 

 

هوس سفر نداری زغبار این بیابان؟

 

 

ـــ همه آرزویم ، اما

 

 

چه کنم که بسته پایم...

 

 

به کجا چنین شتابان؟

 

 

به هر آن کجا که باشد به جز این سرا، سرایم.

 

 

سفرت بخیر! اما، تو و دوستی ، خدارا

 

 

چون از این کویر وحشت بسلامت گذشتی

 

 

به شکوفه ها ، به باران

برسان سلام ما را

                                 شفیعی کدکنی

*****************************************************************


                          چـقــــدر دیـــر مــیفـهمــیم کـــه :

                        زنــدگی همیــــن روزهــــایـیـست کــــه 

                                        مــنتظـــر گـــذشـتــنـش هـــستــیــم


    
******************************************************

:: بازدید از این مطلب : 345
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فرهنگیان
شنبه 8 آذر 1393

مسابقه کتابخوانی شجره طیبه بسیج در تاریخ 8/9/93 در مکان مصلای نماز جمعه  باحضور400 نفر فرهنگی برگزار میگردید.

نفرات برتر مسابقه:

1-مجیدهژبری  ،2-شیرین عطاپیشه،3-منصوره مرادی قطب آبادی،4-سکینه نصیری زاده ،5-زهرامشیری

مهارلویی ،6-صغری ارجی، 7-حاجیه حسینی، 8-فاطمه قاسمی ، 9-سهیلا حیاتی 10-لیلا کیخسروی،

11-فاطمه رضایی ،12-سمیه آزادیان

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 377
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فرهنگیان
پنج شنبه 6 آذر 1393

جنگ هنوز تمام نشده بلکه فقط شکل آن عوض شده است.از تهاجم فرهنگی تا جنگ نرم

اصلحه ی شکست حجاب.

نرم افزار ها و بازی های غرب گرا.

 


:: بازدید از این مطلب : 348
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فرهنگیان
چهار شنبه 5 آذر 1393

به مناسبت گرامیداشت هفته بسیج مراسمی در نمازخانه اداره برگزار گردیدو در ابتدا آقای عبیدی رئیس اداره آموزش وپرورش سخنرانی کردند .


:: بازدید از این مطلب : 335
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فرهنگیان
چهار شنبه 5 آذر 1393

روایت یک بسیجی قمی از دیدار با خانواده شهید سلیمانی
از جمله های که پدرش برای ما می گفت این بود که همیشه شهید بزرگوار می گفت نگویید خامنه ای بگویید آقا آقا فقط اسم آقا را بگویید.

بچه ها کنار پایگاه آماده بودند، یکی دیر می آمد یکی هم که زودتر از همه آمده بود، منتظر بود سریعتر راه بیفتیم خیلی برایم لذت بخش بود آخرچندمین بار بود که به خانه شهیدی قدم می گذاشتم و از گرمی خانواده اش در روزگار حیات آن شهید گفتگو می شد بهترین حالت این بود که حلقه دانشجویی این بار درخانه ی شهیدی برگزار می شد که تازه عروج کرده بود تازه با پری خونین .... کوچه خلوتی بود شاید برای اینکه شب بود و مردم و همسایه هایشان داخل خانه هایشان بودند ولی از حرف زدن بسیجی ها داخل کوچه آن شهید چند خانه ای از پنجره هایشان باب گفتگوی ما رامی شنیدند و بانگاه کنجکاوی می کردند که کیست اینگونه تاب ندارد. آقای عالمی در را به صدا رد آورد یاد شهید آوینی افتادم که گفت:جنگ ادامه دارد همانطور که تاکنون از هبوط بشر ادامه داشته است. برادرش دم در بود با حالتی افسرده تابلوی هیئت داخل حیاطشان بود وارد شدیم صدای بچه ای تقریبا 2ساله به گوش می رسد گریه می کرد. پدرش داخل اتاق منتظر میهمانان پسرش بود دست و روبوسی از پدر شهید همه رو به دلدادگی خاصی کشانده بود آقای عالمی گفت خوب بود رحل قران رومی آوردید یادمان رفته بود، ولی پدر داغدار خود بخود انگار منتظر درد دل کردن بود شروع کرد ... همه ساکت بودند که ببینند صدای ضعیفی که بین پدر و آقای عالمی رد وبدل میشود چه هست.... من نزدیکتر بودم ومیشنیدم که می گفت: نماز اول وقتش هیچوقت ترک نمی شد از آن روز میهمانی می گفت که چگونه بعد همه می آمد و اول نمازش را میخواند و بعد به امور دیگری رسیدگی می کرد. از ماه رمضانی صحبت می کرد که چگونه با همسنگرانش به سر می برد می خواست گریه کند از مردمک چشمش پیدا بود بغضش اجازه نمی داد صحبت کند، صدایش خیلی ضعیف شده بود حتی من هم به سختی می شنیدم از تقدیر نامه هایی که هیچکس خبر نداشت و بعد شهادتش فهمیده بودند می گفت،از راهی که چشم به راه دشمن دوخته بود که او را از آن مرز و بوم به هلاکت برساند می گفت که خواب به چشمانش نیامده بود ،آری این اعتقاد به او بالی داده بود بالی که او را تا خدایش با سر افرازی ببرد و جهاد اینگونه است اینکه از خواب و خور و حتی خانواده ات جان بکنی و آن جان را در راه عبادت بگذاری و مااینگونه جوانانی داریم و دشمن ازاین جوانان ما راحتی به ترس یاد می کند و این ترس دشمن برای رهبر مقدس و برای این شهید خوشحالی رهبر مقدس تر بود. شب بود و با چراغی که دستهای بچه ها رحل آن شده بودند دست به دست این نور را سینه به سینه می بردیم آری ماهم اصحاب صاحب زمان میشویم اگر اینگونه مردمی باشیم که حرف ولی را مقدم تر بر هرچیز بدانیم. از جمله های که پدرش برای ما می گفت این بود که همیشه شهید بزرگوار می گفت نگویید خامنه ای بگویید آقا آقا فقط اسم آقا را بگویید. پدرش درمورد سواد نداشتنش می گفت و او چه خوب باخدا همراه بود و از فرزندش می گفت و سیره ای که باید طی کرد و به راهی که باید برسد و برسانیم می گفت. قرآن هم دانه دانه خواندیم نفر به نفر و حلقه ی قرآن جوش خورد و به نفر آخر رسید آقای عالمی از باغ دل قران گلی را در نظر داشت واین گل را اینگونه برایمان بویید و در مورد توصیفش اینگونه گفت:آیه 20 سوره توبه بچه ها اینجا را چه کسی می تواند برایمان بگوید همه ساکت بودند وشروع کرد، هیچ کدام از شما خبر دارید که درجه چه کسی در کنار خدا از همه عظیم تر است؟ آری اینگونه اند شهدا 1. ایمان آورند به خدای و قیامت را به یادآورند. آقای عالمی از شهید چاووشی صحبت کرد و در مورد اینکه چگونه ترکش از پاوشکمش زده بود بیرون و راننده آمبولانس تا بیاید هی زمزمه بلند یازهرا یاحضرت معصومه برلبانش بود 2.برای خدا هجرت کردند. درمورد هجرت شهدا صحبت شد حاجی گفت همینکه شهید سلیمانی از زندگیش برای رضای خدا جدا شد وبه کردستان رفت از زندگی و زن و بچه تااین جمله را گفت صدای بچه ای که همان اول که وارد شدیم می آمد بازهم به گوشمان خورد پدرش گفت این بچه همون شهیدی است که امروز آومدید به مهمونیش. و بازهم پدرشهید درمورد قرآن گفت خوشا به حالت که رزقی که شهادت باشد به شما دادند ودستش لرزید وبه زانوانش کشید که این حرف دردلش بود که گفت خدا مراهم استوار کرد. و پدرش درمورد کودکی اش گفت که چگونه علاقه خاصی به نظام داشت و عمویی که در سپاه داشت می گفته که کاش من فرزند شما بودم و آقای عالمی درمورد حلقه ی صالحین گفت که ما برای یک محله ی محروم هستیم که امشب این حلقه مهمان خانه ی شما شده است ودرد دلی که پدرش کرد محله ی محروم بلی همه درعید درحال خرید عیدی ودادن عیدانه به همدیگر بودند ولی او درسرمای کردستان چشم به راه شهادت وزیارت اام زمانش بود. و در آخر همه باحال خداحافظی بلندشدند، آقای عالمی گفت پدر شهید محمد سلیمانی امر پدر بر پسر واجب است این روایت اهل بیت ماست و ازامام صادق (ع) روایت شده است از پسرت بخواه این جمع را در روز محشر شفاعت کنند وپدرش نگاهی به زمین دوخت وماند که چه خواسته ای مهمانش از او دارد گفت باشد.


:: بازدید از این مطلب : 293
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فرهنگیان
چهار شنبه 5 آذر 1393

ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مدظله العالی):
بسيج نگاه ميكند ببيند كه اين حركت عمومى انقلاب و نظام از مسيرِ درست منحرف نشود؛ مراقب است كه انحراف به وجود نيايد؛ هر جا انحرافى مشاهده شد، بسيج در مقابل آن مى‌ايستد. اين از جمله‌ى خصوصياتى است كه مربوط به بسيج است. ۱۳۹۰/۰۷/۲۲

 

*****************************************************************

ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مدظله العالی):
فرهنگ بسیجی، فرهنگ معنویت و شجاعت و غیرت و استقلال و آزادگی و اسیر خواستهای حقیر، نشدن است.


:: بازدید از این مطلب : 323
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فرهنگیان
سه شنبه 4 آذر 1393


در مصلّای امام خمینی رحمه‌الله تهران‌

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
والحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی اله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فی الارضین. السّلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح الّتی حلّت بفنائک علیک منّی سلام‌الله ابداً ما بقیت و بقی اللّیل و النّهار و لا جعله الله آخر العهد من زیارتک، السّلام علی الحسین و علی علىّ بن‌الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین، الّذین بذلوا مهجهم دون الحسین علیه السّلام.

این جلسه، جلسه‌ی بسیار مهمّی است؛ بسیج مظهر عظمت ملّت و نیروی کارآمد درونىِ کشور ما است. این جلسه هم جلسه‌ی فرماندهان است؛ ده‌ها هزار فرمانده بسیجی در اینجا جمع شدید؛ حجم پر افتخار بسیجِ مردمی را از یک چنین اجتماعی میشود حدس زد؛ برای دوستان نظام و انقلاب و کشور مایه‌ی خرسندی هستید، مایه‌ی امید و اعتمادید، و برای بدخواهان و دشمنان و کینه‌ورزان مایه‌ی بیم و هراس.
تقارن هفته‌ی بسیج هم با این ایّام که ایّام حماسه‌ی بزرگ تاریخ اسلام است، یک اتّفاق مطلوب و مغتنم است. منظورمان [از] حماسه‌ی بزرگی که عرض کردیم، حماسه‌ی زینب کبری (سلام الله علیها) است که مکمّل حماسه‌ی عاشورا است؛ بلکه به یک معنا حماسه‌ای که بی‌بی زینب کبری (سلام الله علیها) به‌وجود آورد، احیاکننده و نگه‌دارنده‌ی حماسه‌ی عاشورا شد. عظمت کار زینب کبری (علیهاالسّلام) را نمیشود در مقایسه‌ی با بقیّه‌ی حوادث بزرگ تاریخ سنجید؛ باید آن را در مقایسه‌ی با خود حادثه‌ی عاشورا سنجید؛ و انصافاً این دو عِدل یکدیگرند. این انسان باعظمت، این بانوی بزرگ اسلام بلکه بشریّت، توانست در مقابل کوه سنگین مصائب، قامت خود را استوار و برافراشته نگه‌دارد؛ حتّی لرزشی هم در صدای این بانوی بزرگ از این‌همه حادثه پدید نیامد؛ هم در مواجهه‌ی با دشمنان، هم در مواجهه‌ی با مصیبت و حوادث تلخ، مثل یک قلّه‌ی سرافراز استواری ایستاد؛ درس شد، الگو شد، پیشوا شد، پیشرو شد. در بازار کوفه، در حال اسارت، آن خطبه‌ی شگفت‌آور را ایراد کرد: «یا اَهلَ‌الکوفَةِ یا اَهلَ الخَتلِ و الغَدرِ اَ تَبکونَ، اَلا فَلا رَقأَتِ العَبرَةُ وَ لاهَدَأَتِ الزَّفرَةُ اِنَّما مَثَلُکُم کَمَثَلِ التِی نَقَضَت غَزلَها مِن بَعدِ قُوَّةٍ اَنکاثاً» تا آخر؛ (۱) لفظ مثل پولادْ محکم، معنا مثل آبِ روان تا اعماق جانها می‌نشیند. در آن‌چنان وضعیّتی زینب کبری مثل خود امیرالمؤمنین حرف زد؛ تکان داد دلها را، جانها را و تاریخ را؛ این سخن ماند در تاریخ؛ این در مقابل مردم در محمل اسارت. بعد هم، هم در مقابل ابن‌زیاد در کوفه، هم چند هفته بعد در مقابل یزید در شام، با آن‌چنان قدرتی سخن گفت که، هم دشمن را تحقیر کرد، هم سختی‌هایی را که دشمن تحمیل کرده بود، تحقیر کرد. شما میخواهید خاندان پیغمبر را به خیال باطل خودتان مغلوب کنید، منکوب کنید، ذلیل کنید؟ لِلّهِ العِزَّةُ وَ لِرَسولِهِ وَ لِلمُؤِمنین.(۲) مجسّمه‌ی عزّت است زینب کبری، همچنان‌که حسین بن علی (علیه‌السّلام) در کربلا، در روز عاشورا مجسّمه‌ی عزّت بود. نگاه او به حوادث با نگاه دیگران فرق دارد؛ [با] آن‌همه مصیبت، وقتی دشمن میخواهد او را شماتت کند، میگوید: ما رَاَیتُ اِلّا جَمیلاً؛ (۳) آنچه دیدم زیبا بود؛ شهادت بود، داغ بود، امّا در راه خدا بود، برای حفظ اسلام بود، ایجاد یک جریانی بود در طول تاریخ تا امّت اسلام بفهمند که چه‌کار باید بکنند، چگونه باید حرکت کنند، چگونه باید بایستند. این کارِ بزرگِ حماسه‌ی زینبی است؛ این عزّتِ ولىّ خدا است. زینب کبری از اولیاءالله است؛ عزّت او عزّت اسلام است؛ اسلام را عزیز کرد، قرآن را عزیز کرد. ما البتّه آن بلندپروازی را نداریم، آن همّت را نداریم که بخواهیم بگوییم رفتار این بانوی بزرگ الگوی ما است؛ ما کوچک‌تر از این حرفها هستیم؛ امّا باید به‌هرحال حرکت ما در جهت حرکت زینبی باشد؛ باید همّت ما، عزّت اسلام و عزّت جامعه‌ی اسلامی و عزّت انسان باشد؛ همان‌که خدای متعال با احکام دینی و شرایعِ بر پیغمبران، مقرّر فرموده است.
آنچه در بخش اوّل عرایضم میخواهم کوتاه عرض بکنم برای شما عزیزان بسیجی و جوانان عزیز، این است که یکی از عوامل مولّد این روحیّه و این صبر در زینب کبری (سلام الله علیها) و در دیگر اولیاءاللّهی که این‌جور حرکت کردند، صدق است؛ صادقانه با پیمان خدای متعال برخورد کردن، دل را صادقانه به راه خدا سپردن؛ این خیلی مهم است. در قرآن کریم این صدق را، هم برای انبیاء عظام الهی لازم میشمرد: وَ اِذ اَخَذنا مِنَ النَّبِیّینَ میثاقَهُم وَ مِنکَ وَ مِن نوحٍ وَ اِبرهیمَ وَ موسی‌ وَ عیسی‌ ابنِ مَریَمَ وَ اَخَذنا مِنهُم میثقاً غَلیظاً، لِیَسئَلَ الصَّدِقینَ عَن صِدقِهِم؛ (۴) ای پیامبر ما از تو پیمان گرفتیم و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی پیمان گرفتیم - از همه‌ی پیغمبران پیمان گرفتیم - و این پیمان، پیمان بسیار محکم و غلیظی است - در لِیسئَل، "لام" به تعبیر ما طلبه‌ها "لام" عاقبت است - و نتیجه‌ی این پیمان این است که این پیغمبران بزرگ مورد سؤال قرار میگیرند از صدقی که در قبال این پیمان نشان دادند و به‌خرج دادند؛ یعنی پیغمبر ما و پیغمبران بزرگ الهی باید در پیشگاه پروردگار عَرضه کنند میزانِ صداقتی را که در مقام اِعمال این میثاق الهی به کار بردند؛ این مال پیغمبران؛ در مورد مردم معمولی و مؤمنین [هم میفرماید] : مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عهَدُوا اللهَ عَلَیهِ فَمِنهُم مَّن قَضی‌ نَحبَهُ وَ مِنهُم مَن یَنتَظِر وَ ما بَدَّلُوا تَبدیلاً، لِیَجزِىَ اللهُ الصَّدِقینَ بِصِدقِهِم و یُعَذِّبَ المُنافِقینَ اِن شاء. (۵) در مورد پیغمبران بزرگ، نقطه‌ی مقابل صادق را کافر قرار داد: و اَعَدَّ لِلکفِرینَ عذاباً اَلیما. (۶) در مورد این مؤمنین، نقطه‌ی مقابل صادقین را منافقین قرار داد، که در اینها نکته‌هایی هست. از من و شما هم سؤال میکنند درباره‌ی وعده و عهدی که با خدا کردیم؛ ما با خدا معاهده داریم. حالا در این آیه‌ی شریفه - مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عهَدوا الله عَلَیهِ - این عهدی که میگوید مؤمنین با خدا بسته‌اند و بعضی از مؤمنین به این عهد به‌نیکی وفا کردند و پای این عهدشان ثابت‌قدم ماندند، همان است که چند آیه قبل در همین سوره‌ی مبارکه میفرماید که «و لَقَد کانوا عهَدُوا اللهَ مِن قَبلُ لا یُوَلّونَ الاَدبار»؛ (۷) همه‌ی ما به این نکات باید توجّه کنیم. با خدای متعال عهد کرده بودند که از مقابل دشمن فرار نکنند، به دشمن پشت نکنند. رها کردن مواضع و عقب‌نشینىِ منهزمانه در مواجهه‌ی با دشمن، از جمله‌ی چیزهایی است که قرآن تأکید میکند که نباید انجام بگیرد؛ در جنگ نظامی و در جنگ سیاسی و در جنگ اقتصادی، در هر جایی که صحنه‌ی زورآزمایی است، در مقابل دشمن باید ایستاد؛ باید عزم شما بر عزم دشمن پیروز بشود، باید اراده‌ی شما بر اراده‌ی دشمن غالب بشود؛ و میشود و این ممکن است. در عرصه‌ی هرگونه جهاد و کارزاری، پشت کردن به دشمن و هزیمت کردن، از نظر اسلام و قرآن ممنوع است.
ما تعبیر "نرمش قهرمانانه" را به کار بردیم؛ یک عدّه‌ای آن را به معنی دست برداشتن از آرمانها و هدفهای نظام اسلامی معنا کردند؛ بعضی از دشمنان هم همین را مستمسکی قرار دادند برای اینکه نظام اسلامی را به عقب‌نشینی از اصول خودش متّهم کنند؛ اینها خلاف بود، اینها بدفهمی است. نرمش قهرمانانه به معنای مانور هنرمندانه برای دست یافتن به مقصود است؛ به معنای این است که سالک راه خدا - در هر نوع سلوکی - به سمت آرمانهای گوناگون و متنوّع اسلامی که حرکت میکند، به هر شکلی و به هر نحوی هست، باید از شیوه‌های متنوّع استفاده کند برای رسیدن به مقصود. وِ مَن یُوَلِّهِم یَومَئِذٍ دُبُرَهُ اِلّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ اَو مُتَحَیِّزاً اِلی‌ فِئَةٍ فَقَد بآءَ بِغَضَبٍ مِنَ الله؛ (۸) هرگونه حرکتی - چه حرکت به جلو، چه حرکت به عقب - مثل میدان رزم نظامی، باید به دنبال رسیدن به اهدافِ ازپیش‌تعیین‌شده باشد. اهدافی وجود دارد؛ نظام اسلامی در هر مرحله‌ای یکی از این اهداف را دنبال میکند، برای پیشرفت، برای رسیدن به نقطه‌ی تعالی و اوج، برای ایجاد تمدّن عظیم اسلامی؛ باید سعی کند به این هدف در این مرحله برسد. البتّه مرحله‌گذاری است، قطعه قطعه است. راهنمایان و هادیان و متفکّران و مسئولان مربوط، این قطعات را معیّن میکنند، هدفگذاری میکنند، حرکت جمعی آغاز میشود. همه باید تلاش کنند که هر حرکتی در هر مرحله‌ای به اهداف خودش برسد. این آن نظامِ صحیحِ حرکتِ منطقی [است‌]. این را همه‌ی فعّالان عرصه‌ی سیاست و مدیریّت کلان کشور باید همواره به یاد داشته باشند؛ آحاد مردم، شما عزیزانِ بسیجی - فعّالان عرصه‌ی بسیج - هم باید این را همواره به یاد داشته باشید.
خب، اینکه ما میگوییم میخواهیم حرکت کنیم، پیش برویم، آیا به معنای جنگ‌طلبی نظام اسلامی است؟ آیا به معنای این است که نظام اسلامی قصد دارد با همه‌ی ملّتها، با همه‌ی کشورهای عالم چالش داشته باشد؟ که گاهی شنیده میشود دشمنان ملّت ایران، از جمله از دهان نحسِ نجسِ سگِ هار منطقه در رژیم صهیونیستی، چانه میجنبانند که ایران تهدید همه‌ی جهان است؛ نه، این سخنِ دشمن و درست نقطه‌ی مقابل ممشای اسلامی است. تهدیدِ همه‌ی جهان، آن نیروهای شرّ و شرّآفرینی هستند که جز شرارت از خودشان نشان نداده‌اند؛ از جمله همین رژیم جعلی اسرائیل و بعضی از پشتیبانان او. نظام اسلامی درسی که از قرآن گرفته است، درسی که از پیامبر اسلام گرفته است، درسی که از امیرالمؤمنین گرفته است، درس دیگری است: اِنَّ اللهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ وَ الاِحسنِ؛ (۹) عدالت، احسان، نیکی کردن. امیرالمؤمنین فرمود به همه نیکی کنید، چون «اِمّا اَخٌ لَکَ فی دینِک اَو شَبیهٌ لَکَ فی خَلقِک»، (۱۰) یا برادر اسلامی تو است، یا به هر حال انسان است؛ منطق اسلام این است. ما میخواهیم به همه‌ی انسانها خدمت کنیم، محبّت کنیم؛ ما میخواهیم با همه‌ی انسانها، با همه‌ی ملّتها، روابط دوستانه و محبّت‌آمیز داشته باشیم؛ ما حتّی با ملّت آمریکا هم - با اینکه دولت آمریکا دولتِ مستکبر و دشمن، بدخواه و کینه‌ورز نسبت به ملّت ایران و نظام جمهوری اسلامی است - هیچ دشمنی نداریم؛ آنها هم مثل بقیّه‌ی ملّتهایند. آنچه نقطه‌ی مقابل نظام اسلامی است، استکبار است. جهت‌گیری خصومتهای نظام اسلامی، با نظام استکبار است؛ ما با استکبار مخالفیم، ما با استکبار مبارزه میکنیم. استکبار یک واژه‌ی قرآنی است که در قرآن درباره‌ی امثال فرعون و گروه‌های بدخواه و معارض حقّ و حقیقت به‌کار رفته است. استکبار در گذشته هم بوده است، تا امروز هم وجود دارد. استخوان‌بندی استکبار در همه‌ی دوره‌ها یکی است؛ البتّه شیوه‌ها و خصوصیّات و روشها در هر زمانی تفاوت میکند. امروز هم نظام استکباری وجود دارد؛ رأس استکبار هم در دنیا، دولت ایالات متّحده‌ی آمریکا است. استکبار را باید بشناسیم، خصوصیّات استکبار را باید بدانیم، عملکرد و جهت‌گیرىِ استکبار را باید بدانیم تا بتوانیم خردمندانه رفتار خودمان را در مقابل او تنظیم کنیم. ما با برخورد غیرخردمندانه در همه‌ی عرصه‌ها مخالفیم؛ ما معتقدیم در همه‌ی عرصه‌ها، در همه‌ی برنامه‌ریزی‌ها، در همه‌ی جهت‌گیری‌های جمعی و فردی باید با درایت و حکمت عمل کرد. اگر صحنه را نشناسیم، اگر دوست را نشناسیم، دشمن را نشناسیم، اگر امروز نظام سلطه را نشناسیم، استکبار را نشناسیم، چطور میتوانیم با حکمت و درایت حرکت کنیم؟ چطور میتوانیم درست برنامه‌ریزی کنیم؟ لذا باید بشناسیم.
آنچه من در مورد استکبار عرض میکنم، چند نمونه یا چند شاخص از رفتارهای نظام استکبارىِ امروزِ دنیا است و در بسیاری از موارد، با آنچه که در قرون گذشته و دورانهای گذشته استکبار داشته، شریک است. یکی از ویژگی‌های نظام استکباری، خودبرتربینی است. مجموعه‌های استکباری - آن کسانی که یا در رأس یک کشور یا در رأس یک نظام بین‌المللی [یا] مجموعه‌ای از کشورها کارها را به دست گرفته‌اند - وقتی مجموعه‌ی خودشان را از بقیّه‌ی انسانها، از بقیّه‌ی مجموعه‌ها برتر دانستند، وقتی خودشان را محور دانستند، همه چیز را فرع بر خودشان دانستند، یک معادله‌ی غلط و خطرناکی در تعاملات جهانی به‌وجود می‌آید. وقتی خود را برتر دانست، خود را محور دانست، خود را اصل دانست، نتیجه این میشود که برای خود حقّ مداخله‌ی در امور بقیّه‌ی انسانها و بقیّه‌ی ملّتها را قائل است. آنچه به نظر او ارزش محسوب میشود، بایست همه در دنیا تسلیم بشوند و قبول بکنند، گردن بنهند. اگر چیزی که او ارزش میداند، دیگران قبول نداشتند، این به خودش حق میدهد در کار آنها دخالت کند، به آنها تحمیل کند، به آنها زور بگوید، فشار بیاورد. این خودبرتربینی موجب میشود که ادّعای تولیت امور ملّتها را داشته باشند، ادّعای مدیریّت جهانی را داشته باشند، خودشان را رئیس مجموعه‌ی عالم بدانند. میشنوید در حرفهای مسئولان و دولتمردان آمریکایی [که‌] از دولت آمریکا جوری حرف میزنند، مثل اینکه صاحب‌اختیار همه‌ی کشورها است؛ [میگویند] ما نمیتوانیم بگذاریم این کار انجام بگیرد، ما نمیتوانیم بگذاریم این شخص باشد یا نباشد! درباره‌ی منطقه‌ی ما جوری حرف میزنند که کأنّه مالک این منطقه‌اند؛ درباره‌ی رژیم صهیونیستی جوری حرف میزنند که گویا ملّتهای این منطقه ناگزیرند که این رژیم تحمیلی و جعلی را بپذیرند؛ با ملّتهای مستقل، با دولتهای مستقل جوری برخورد میکنند که گویی آنها حقّ حیات ندارند. این خودبرتربینی، خود را دارای جایگاه ویژه‌ای در مجموعه‌ی اولاد آدم، مجموعه‌ی ملّتها، مجموعه‌ی انسانها دانستن، این اُسّ‌اساس و بزرگ‌ترین مشکل استکبار است.
نتیجه این میشود که خصوصیّت و شاخص دیگری برای استکبار به دست می‌آید و آن حق‌ناپذیری است؛ نه حرف حق را میپذیرند، نه حقّ ملّتها را میپذیرند؛ حق‌ناپذیرِ مطلق. در مباحثات جهانی بسیار اتّفاق می‌افتد یک حرف حقّی زده میشود، آمریکا به دلیلی نمیپذیرد؛ با انواع شیوه‌ها حرف حق را رد میکنند، زیر بار حق نمیروند. حالا یک نمونه‌اش مسائل امروز ما است که مربوط به فعّالیّتهای هسته‌ای و صنایع هسته‌ای است؛ حرف حقّی وجود دارد؛ اگر چنانچه انسانی اهل حق باشد، اهل استدلال باشد، اهل منطق باشد، باید وقتی در مقابل استدلال قرار گرفت، تسلیم بشود، امّا استکبار تسلیم نمیشود؛ حرف حق را میشنود، زیر بار حق نمیرود؛ این یکی از خصوصیّات او است. همچنان که حقوق ملّتها را هم قبول نمیکند؛ اینکه ملّتها حق دارند انتخاب کنند، حق دارند آن حرکتی را که خودشان میخواهند، آن اقتصادی را که خودشان میخواهند، آن سیاستی را که خودشان میخواهند اتّخاذ کنند، این را برای ملّتها قائل نیستند، معتقد به تحمیل بر ملّتها هستند.
یکی از شاخصهای دیگر استعمار و استکبار این است که جنایت را نسبت به ملّتها و نسبت به آحاد بشر مجاز میشمرند و اهمّیّت نمیدهند. این یکی از بلایای بزرگ استکبار در دوران جدید است؛ دوران جدید یعنی دوران پیشرفت علم، پدید آمدن سلاحهای خطرناک، که این سلاحها هم [از وقتی به] دست مستکبرین رسید، بلای جان ملّتهای عالم شد؛ برای جان انسانها - هر انسانی که با آنها همراه نباشد، تسلیم آنها نباشد، تابع آنها نباشد - هیچ ارزشی قائل نیستند؛ مثالها، الی‌ماشاءالله [وجود دارد]. یک مثال، برخورد مستکبرین با بومیان آمریکا است؛ همین کشوری که امروز منابع مالی آن، امکانات آن، موقعیّت جغرافیایی آن، همه‌چیز آن در اختیار غیربومیان آن منطقه است. خب اینجا مردم بومی‌ای وجود داشتند؛ برخورد با آنها به قدری خشن، به قدری مشمئزکننده است که یکی از نقاط تاریک تاریخ آمریکای جدید است؛ خودشان درباره‌ی آن، چیزها نوشته‌اند؛ کشتارهایی که کردند، فشارهایی که آوردند. عین همین قضیّه به‌وسیله‌ی انگلیسی‌ها در استرالیا اتّفاق افتاد. انگلیسی‌ها در استرالیا مردم بومی را مثل حیوانات، مثل کانگورو به‌عنوان تفریح شکار میکردند؛ آنها برای جان انسانها هیچ ارزشی قائل نبودند. این یک نمونه است؛ [البتّه‌] صدها مثال دارد که در کتابهای خودشان، در تواریخ خودشان اینها آمده است. یک نمونه‌ی [دیگر] بمباران سال ۱۹۴۵ میلادی - یعنی سال ۱۳۲۴ شمسی - است که دو شهر ژاپن را آمریکایی‌ها با بمب اتمی نابود کردند؛ صدها هزار آدم کشته شدند، چندین برابر اینها در طول زمان تا امروز بر اثر اشعه‌ی اتمی‌ای که وجود داشته، معیوب و ناقص‌الخلقه و دچار بیماریهای گوناگون شدند که تا امروز مشکلات آن باقی است؛ هیچ استدلال درستی هم برای این کار نداشتند، که من حالا بعد اشاره خواهم کرد؛ راحت بمب اتم انداختند. در دنیا تا حالا دوبار بمب اتم استعمال شده است، هر دوبار هم به‌وسیله‌ی آمریکایی‌ها که امروز خودشان را متولّی مسئله‌ی اتمی در دنیا میدانند! دلشان هم میخواهد که این قضیّه فراموش بشود [امّا] فراموش‌شدنی نیست. این‌همه جان انسانها از بین رفت، برایشان ارزشی نداشت. جان انسانها بی‌ارزش میشود؛ جنایت برای دستگاه‌های استکباری آسان میشود. در ویتنام، آدم کشی کردند؛ در عراق دستگاه‌های امنیّتی و شرکتهای مزدور امنیّتی آنها مثل بلک واتر - که من آن سال اشاره کردم -(۱۱) جنایت کردند؛ در پاکستان با هواپیماهای بدون سرنشین هنوز دارند جنایت میکنند؛ در افغانستان بمباران میکنند و جنایت میکنند؛ هر جایی که دستشان برسد و منافعشان اقتضا کند، ایجاب کند، از جنایت اِبا ندارند؛ جنایت با قتل، جنایت با شکنجه؛ زندان گوانتانامو که مال آمریکایی‌ها است، هنوز زندانی دارد. الان ده یازده سال است در این زندان یک عدّه‌ای را که به اتّهام از جاهای مختلف دنیا گرفتند و بردند آنجا، بدون محاکمه [و] با شرایط بسیار سخت و همراه با شکنجه نگه داشتند! در عراق، زندان ابوغُریب یکی از زندانهای آمریکایی‌ها بود، سگ به جان زندانی می‌انداختند و او را شکنجه میکردند.
غارت منابع حیاتی ملّتها برایشان آسان است. ربودن و اسیر کردن سیاهان، یکی از ماجراهای گریه‌آور تاریخ [است‌] که نظام سلطه‌ی آمریکا و امثال آن دوست ندارند این داستان احیا بشود، [که یک نمونه‌اش‌] همین مسئله‌ی غلام و کنیز گرفتن مردم آفریقا است؛ کشتی‌ها را از اقیانوس اطلس می‌آوردند، در سواحل کشورهای غرب آفریقا مثل گامبیا و امثال اینها نگه میداشتند، بعد میرفتند با تفنگ و سلاحهایی که دست مردمِ آن روز از این سلاحها خالی بود، صدها و هزارها پیر و جوان و مرد و زن را میگرفتند، با شرایط بسیار سختی با این کشتی‌ها برای بردگی به آمریکا میبردند. انسان آزاد را که در خانه‌ی خودش زندگی میکرد، در شهر خودش زندگی میکرد، به اسارت میگرفتند؛ الان سیاهانی که در آمریکا هستند، از نسل آنهایند. چند قرن آمریکایی‌ها این فشار عجیب را آوردند که [در این زمینه] کتابها نوشته‌اند که این کتاب "ریشه‌ها"(۱۲) کتاب مغتنمی است برای نشان دادن گوشه‌ای از این فجایع. انسانِ امروز چطور میتواند اینها را فراموش کند؟ با همه‌ی این حرفها هنوز هم در آمریکا بین سیاه و سفید تبعیض هست.
یکی از خصوصیّات استکبار که باز یکی [دیگر] از شاخصها است، فریبگری و رفتار منافقانه است؛ این را توجّه کنید. همین جنایاتی که گفته شد، همه‌ی اینها را در تبلیغات خودشان سعی میکنند توجیه کنند و جنایت را در لباس خدمت نشان بدهند! این نظام استکبار که قصد سلطه‌ی بر ملّتها را دارد، از این شیوه به‌طور متعارف و معمول در همه‌ی زندگی‌اش استفاده میکند؛ شیوه‌ی توجیه جنایت و پوشاندن لباس خدمت به جنایت. [در] همین حمله‌ی به ژاپن، یعنی دو بمبی که در هیروشیما و ناکازاکی منفجر شد، [وقتی‌] آمریکایی‌ها عذرخواهی میکنند، به این صورت میگویند که اگرچه با این دو بمبی که ما به این دو شهر پرتاب کردیم، ده‌ها هزار در وهله‌ی اوّل، [یا] شاید صدها هزار کشته شدند، [امّا این کار] هزینه‌ی تمام کردن جنگ جهانی دوّم بود؛ اگر ما آمریکایی‌ها این بمبها را نمی‌انداختیم، جنگ ادامه پیدا میکرد؛ حالا اگر دویست هزار [انسان‌] کشته شدند، آن‌وقت دومیلیون کشته میشدند؛ بنابراین ما خدمت کردیم که این بمبها را انداختیم! ببینید این حرفی است که آمریکایی‌ها در تبلیغات رسمی [میگویند]. الان شاید از آن روز ۶۵ سال میگذرد؛ دائماً همین حرف را تکرار کرده‌اند و گفته‌اند. این یکی از آن حرفهای فریبگرانه و منافقانه و از دروغهای عجیب و غریبی است که جز از دستگاه‌های استکباری بر نمی‌آید. این بمبها در تابستان ۱۹۴۵ میلادی بر روی این دو شهر افتاد و منفجر شد و این جنایت اتّفاق افتاد؛ در حالی که چهار ماه قبل از آن - یعنی در اوّل بهار ۱۹۴۵ - هیتلر که رکن اصلی جنگ بود خودکشی کرده بود؛ دو روز قبل از او هم موسولینی - رئیس جمهور ایتالیا - که او هم رکن دوّم جنگ بود دستگیر شده بود و جنگ عملاً خاتمه پیدا کرده بود؛ ژاپن هم که پای سوّم جنگ بود، از دو ماه قبل اعلام کرده بود که آماده‌ی تسلیم است؛ جنگی وجود نداشت امّا این بمبها منفجر شد. چرا؟ چون این بمبها ساخته شده بود، باید یک جایی آزمایش میشد؛ سلاحی ساخته بودند، باید آن را آزمایش میکردند. کجا آزمایش کنند؟ بهترین فرصت، این بود که به بهانه‌ی جنگ این بمبها را ببرند روی سر مردم بی‌گناه هیروشیما و ناکازاکی بیندازند تا معلوم بشود که آیا درست عمل میکند یا نه! چهره‌ی فریبگرانه.
ادّعا میکنند طرفدار بشرند؛ هواپیمای مسافری ایران را روی آسمان میزنند، قریب سیصد نفر مسافر بی‌خبر را از بین میبرند، نابود میکنند، عذرخواهی هم نمیکنند، به آن کسی که این جنایت را انجام داده، مدال هم میدهند! در همین هفته‌های اخیر شنیدید که آمریکایی‌ها - از رئیس جمهور گرفته تا دیگران - درباره‌ی استعمال سلاح شیمیایی در سوریّه جنجال بپا کردند، دولت سوریّه را متّهم کردند که شیمیایی به کار برده. من کاری ندارم که قضاوت کنم چه کسی به کار برده؛ البتّه قرائن نشان میداد که گروه‌های تروریستی این را به کار بردند، امّا به هر حال آنها گفتند که دولت این را به کار برده؛ جنجال و های‌وهوی [کردند] که استعمال سلاح شیمیایی خطّ قرمز ما است! این را ده بار یا بیشتر مسئولین آمریکایی گفتند؛ درست، [امّا] همین دولت آمریکا و رژیم ایالات متّحده، در حملات جنایت‌کارانه‌ای که صدّام به ایران میکرد و سلاح شیمیایی به کار میبرد، نه فقط کوچک‌ترین مخالفتی با آن نکردند، بلکه پانصد تُن مادّه‌ی شیمیایی مرگ‌آور و خطرناک قابل تبدیل به گاز خردل را - که هنوز بسیاری از جوانهای عزیزِ آن روزِ ما مبتلا [به عوارض آن‌] هستند و سالها است دارند بیماری میکشند - صدّام از آمریکا وارد کرد؛ کمک کردند؛ البتّه از جاهای دیگر هم خریده بود، امّا پانصد تُن مادّه‌ی شیمیایی مرگ‌آور قابل تبدیل به گاز خردل را صدّام از آمریکا تهیّه کرد و به کار برد؛ بعد هم که میخواستند علیه او در شورای امنیّت قطعنامه صادر کنند، آمریکا مانع شد. رفتار منافقانه یعنی این؛ اینجا سلاح شیمیایی میشود خطّ قرمز، آنجا سلاح شیمیایی - چون در مقابل نظام مستقلّ اسلامی است، چون در مقابل ملّتی است که حاضر نیست زیر بارِ آمریکا برود - میشود یک امر مجاز که باید به آن کمک هم کرد! این بخشی از خصوصیّات و شاخصها است؛ البتّه شاخصهای استکبار بیش از اینها است: جنگ‌افروزی میکنند، اختلاف‌افکنی میکنند، با حکومتهای مستقل درمی‌افتند، با ملّت خودشان حتّی آن‌وقتی که منافع گروه‌های خاص اقتضا میکند درمی‌افتند، در جنگ صدّام با ایران همه‌گونه کمکی که برایشان ممکن بود کردند؛ مثال شیمیایی را گفتم، اطّلاعات [هم‌] میدادند؛ رئیس استخبارات آن روز صدّام، بعدها مصاحبه کرد و گفت هفته‌ای سه مرتبه من میرفتم به سفارت آمریکا در بغداد و آنها یک پاکتِ دربسته‌ای به من میدادند که همه‌ی اطّلاعات ماهواره‌ای مربوط به نقل‌وانتقالات نیروهای مسلّح ایران در آن بود و ما میدانستیم کجا هستند. یک چنین کمکهایی میکردند.
نظام اسلامی با استکبار با این خصوصیّات طرف است؛ نظام اسلامی با ملّتها طرف نیست، با مردم طرف نیست، با انسانها طرف نیست، نظام اسلامی با استکبار طرف است. از زمان ابراهیم خلیل و نوح پیغمبر و پیغمبران بزرگ و پیغمبر اسلام تا امروز هم همین بوده: جبهه‌ی حق در مقابل استکبار قرار داشته است. چرا؟ مقابله‌ی امروز نظام اسلامی با استکبار از چه رو است؟ چون استکبار با این خصوصیّاتی که گفتیم، قادر نیست نظام اسلامی‌ای مثل نظام جمهوری اسلامی ایران را تحمّل کند. چون نظام جمهوری اسلامی اساساً در اعتراض به استکبار پدید آمده است؛ انقلاب در اعتراض به استکبار و عوامل استکبار در ایران به‌وجود آمد و بر این اساس تشکیل شد، رشد پیدا کرد، قوی شد، منطق استکبار را به چالش کشید. [استکبار] نمیتواند تحمّل کند، مگر وقتی که مأیوس بشود. ملّت ایران، جوانان ایران، فعّالان ایران، کسانی‌که به هر دلیلی ولو به دلیلی غیراسلامی به میهنشان و خاکشان عقیده دارند، باید کاری کنند که این یأس در دشمن به‌وجود بیاید؛ دشمن را باید مأیوس کرد. برای دستگاه استکبار و امروز برای دولت ایالات متّحده‌ی آمریکا بسیار دشوار است که ببیند در این منطقه‌ی حسّاس عالم، در غرب آسیا - [که‌] یکی از حسّاس‌ترین مناطق دنیا است؛ هم از لحاظ سیاسی، هم از لحاظ اقتصادی، حوادث اینجا بر همه‌ی عالم اثرگذار است - یک کشوری، یک نظامی، یک ملّتی سربرآورده است که خود را متّصل و مربوط و تبعِ به آن قدرت ابرقدرت - که خودش را اَبَد قدرت میداند - نمیداند، مستقل حرکت میکند؛ علیه او این‌همه مخالفت انجام میگیرد، [امّا] از همه‌ی این مشکلات و سختی‌ها نظام اسلامی عبور میکند و به اعتراف خود آنها نفوذ آمریکا را در این منطقه به چالش میکشد و نفوذ خودش را گسترش میدهد و به‌عنوان یک نمونه و الگویی برای ملّتهای منطقه درمی‌آید؛ تحمّل این برای آنها خیلی سخت است. آنها میخواهند بگویند حیات ملّتها وابسته‌ی به این است که به آمریکا متّکی باشند؛ حالا یک ملّتی پیدا شده [که‌] نه فقط به آمریکا متّکی نیست، بلکه این‌همه دشمنی آمریکا نتوانسته در او اثر بگذارد؛ هر کار آمریکایی‌ها توانستند از روز اول کرده‌اند، [امّا] اثر نکرده است؛ روزبه‌روز رشد پیدا کرده و روزبه‌روز قوی‌تر شده‌است. دشمنی‌هایی که از اوّل انقلاب، دولت ایالات متّحده‌ی آمریکا و رؤسای جمهورِ مختلف - کسی نگوید این کار زمان فلان رئیس جمهور شد، زمان رئیس جمهور کنونی نشده؛ نه، همه‌شان یک‌جورند - با نظام اسلامی انجام داده‌اند، در زمان رؤسای جمهورِ مختلف است، امّا همه یک جنس است، همه یک‌جور است. اوّل قومیّتهای داخل کشور را تحریک کردند، بعد کودتا تدارک دیدند، بعد عراق را وادار کردند به حمله، بعد به دشمن ما - که رژیم صدّام بود - کمک کردند در جنگ با ما، بعد تحریم را عَلَم کردند، بعد همه‌ی وسائل جمعىِ دنیا را تحریک کردند و به خط کردند برای مقابله‌ی با نظام اسلامی؛ در زمان رؤسای جمهور مختلف این کار انجام گرفته؛ الان هم دارد انجام میگیرد. در همین زمانِ رئیس جمهور کنونی آمریکا، در فتنه‌ی ۸۸ یکی از این شبکه‌های اجتماعی - که میتوانست عامل فتنه و فتنه‌گران قرار بگیرد - احتیاج به تعمیر داشت؛ دولت آمریکا از او خواست تعمیراتش را عقب بیندازد؛ امیدوار بودند که بتوانند با این کارهای رسانه‌ای و شبکه‌ی فِیسبوک و توییتر و امثال اینها، نظام جمهوری اسلامی را براندازند؛ خیالهای احمقانه‌ی خام! لذا نگذاشتند تعمیراتش را در آن برهه انجام بدهد، گفتند تأخیر بینداز، فعلاً بِرِس به این کار واجب‌تر. همه‌ی وسائل و ابزارها را به خط کردند در مقابل نظام جمهوری اسلامی. تحریم هم یکی از همینها است؛ تحریم یکی از این ابزارها است؛ این ابزار از نظر آنها برای شکست نظام جمهوری اسلامی است. اشتباه آنها این است که ملّت ایران را نشناختند، اشتباه آنها این است که عامل ایمان و همبستگی در میان ملّت ما را نشناختند، اشتباه آنها این است که از خطاهای گذشته‌شان درس نگرفتند، لذا امیدوارند بتوانند با تحریم و فشار و امثال اینها، این ملّت را به زانو دربیاورند؛ البتّه [اشتباه میکنند]. آنچه برای نظام جمهوری اسلامی به‌عنوان یک تجربه‌ی دائمی در طول این ۳۵ سال وجود دارد، این است که تنها عامل برطرف کردن مزاحمت دشمن عبارت است از اقتدار ملّت و ایستادگی ملّت؛ این تنها عاملی است که میتواند دشمن را عقب بزند. البتّه دشمن، دشمن است؛ از همه‌ی ابزارها استفاده میکند؛ همان‌طور که گفتیم از ابزار تحریم هم استفاده میکند و استفاده کرده است. ما بایستی بدانیم آن راهی که ما را میتواند به مقصود برساند، چیست.
من یک جمله درباره‌ی بسیج عرض بکنم؛ بعد یک نکته هم مختصراً درباره‌ی مسائل جاری سیاست خارجی‌مان بگویم. بسیج - همان‌طور که گفتیم - مایه‌ی عزّت کشور و نظام است. چرا؟ چون معنای بسیج حضور متن مردم در عرصه‌های فعّالیّتهای اساسی برای ملّت و کشور است. هر دولتی و هر کشوری وقتی مردم را داشته باشد، هر جایی که متن مردم حضور پیدا کنند و مردم حرکت بکنند به یک سمتی، پیروزی قطعی است؛ [این] یک چیز مسلّم است. آنجایی کشورها ضربه میخورند، شکست میخورند که مردمشان در صحنه نباشند یا وحدت عمل نداشته باشند. آنجایی که مردم در صحنه‌اند و پیوند و اتّحاد میان آحاد مردم هست، پیروزی و پیشروی قطعی است. بسیج یک چنین نمونه‌ای است؛ مظهری است از همین حضور مردمی در صحنه و پیوند مردم با یکدیگر؛ به این چشم به بسیج باید نگاه کرد.
بسیج در باب صدق - که در اوّل عرایضم عرض کردم - امتحان صداقت را داده است؛ در جنگ تحمیلی، در دفاع مقدّس که روزگار سخت کشور بود، بسیج امتحان داد؛ بعد از دوران دفاع مقدّس و قضایای بعد هم تا امروز بسیج همه‌جا امتحان صداقت خودش را داده است. سازمان بسیج و مجموعه‌ی بسیج نشان داده است که صداقت دارد. البتّه بسیج به نظر ما محدود در همین تعدادی که در سازمان بسیجند نمیشود؛ خیلی‌ها هستند [که‌] دلهایشان با شما است، شما را تحسین میکنند، به شما احترام میگذارند، قدر شما را میدانند، در داخل سازمان بسیج هم نیستند؛ آنها هم بسیجی‌اند. آن کسانی که ارزشهای شما را قبول دارند، به آن ارزشها احترام میگذارند، به زحمات شما، به خدمات شما، به مجاهدت شما احترام میگذارند، آنها هم از نظر ما بسیجی‌اند. حضور در صحنه یکی از مهم‌ترین کارها است؛ توانایی‌های بسیج، توانایی‌های کارگشا و گره‌گشا است. امروز خوشبختانه در درون مجموعه‌ی بسیج، شخصیّت‌های برجسته‌ی علمی، شخصیّت‌های هنری، شخصیّت‌های اجتماعی، شخصیّت‌های سیاسی، فعّالان اجتماعی، متنفّذین در میان مردم کم نیستند؛ بسیج، تا امروز یک مجموعه‌ی انسانی رو به رشد و رو به تعالی بوده است؛ بعد از این هم باید همین باشد.
آنچه بنده توصیه میکنم این است که توانایی‌های مجموعه‌ی بسیج را باید بالا برد؛ الزاماتی وجود دارد: الزامات اخلاقی، الزامات رفتاری، الزامات عملی. الزامات اخلاقی، یعنی ما در درون خودمان اخلاقیّات نیکوی اسلامی را پرورش بدهیم؛ از جمله‌ی این اخلاقیّات صبر است، از جمله‌ی این اخلاقیّات گذشت است، از جمله‌ی این اخلاقیّات حلم و ظرفیّت داشتن و جنبه داشتن است، از جمله‌ی این اخلاقیّات تواضع است؛ این خصوصیّات را در درون خودمان تقویت کنیم. الزامات رفتاری هم این است که همین خلقیّات نیکو را در عمل با مردم، در عمل با محیط، در تعامل با جامعه و انسانها به کار ببریم. امام صادق (علیه الصّلاة و السّلام) به اصحابش میفرمود: جوری عمل کنید در بین مردم که هر کس شما را میبیند، بگوید اینها یاران امام صادقند، (۱۳) رحمت خدا بر امام صادق، مایه‌ی تحسین برای ما بشوید. رفتار یکایک عزیزان بسیجی، شما جوانها، شما عناصر پاک، شما دلهای پاکیزه و روشن، رفتار یکایک شما با آحاد مردم - که خیلی‌هایشان همان‌طور که گفتم به معنای واقعی کلمه بسیجی‌اند - باید جوری باشد که بگویند اینها پرورش‌یافتگان نظام اسلامی‌اند؛ مایه‌ی جلب محبّت، مایه‌ی جلب احترام برای نظام اسلامی و برای جمهوری اسلامی. این الزامات عملی، الزامات جهادی، الزامات اجتماعی، کارهایی است که بایستی انجام بگیرد؛ یعنی تقویت خصال نیک در خود، برخورد مهربان و خدوم و تحسین برانگیز با محیط، عمل جدّی در همه‌ی جبهه‌ها - هم در جبهه‌ی علم، هم در جبهه‌ی فعّالیّتها و خدمات مردمی، هم در جبهه‌ی کار، هم در جبهه‌ی سیاست، هم در جبهه‌ی تولید - در هر جا که حضور دارید، کار جدّی و بدون احساس خستگی و با پرهیز از تنبلی؛ کار کنیم. این مجموعه‌ی عظیم - که ده‌ها هزار فرمانده‌ی آنها امروز در اینجا جمع هستند - میتواند کشور را به معنای واقعی کلمه، در همه‌ی جهات مثبت حرکت بدهد، مایه‌ی استقرار و ثبات باشد، مایه‌ی ابّهت نظام باشد که بحمدالله هست، امروز بسیج مایه‌ی ابّهت نظام است، مایه‌ی افتخار نظام است.
یک نکته هم درباره‌ی مسائل اخیر و این بگومگوهایی که در صحنه‌ی سیاست خارجی و مسائل هسته‌ای و گفتگو و مذاکره و از این حرفها هست، عرض بکنیم. اوّلاً بنده اصرار دارم بر حمایت از مسئولانی که اجرای کار برعهده‌شان است، از همه‌ی دولتها بنده حمایت میکنم، از مسئولان - مسئولان داخلی، مسئولان خارجی - حمایت میکنم و وظیفه‌ی ما است. من خودم مسئول اجرایی بوده‌ام، وسط میدان بوده‌ام، سنگینی کار و سختی کار را با همه‌ی وجود احساس کرده‌ام؛ میدانم که کار اداره‌ی کشور کار سختی است. لذا اینها به کمک احتیاج دارند، من هم کمکشان میکنم، حمایتشان میکنم؛ این یک طرف قضیّه است که قطعی است. از آن طرف اصرار دارم بر تثبیت حقوق ملّت ایران، از جمله مسئله‌ی حقوق هسته‌ای؛ اصرار داریم بر اینکه از حقوق ملّت ایران یک قدم عقب‌نشینی نباید بشود. ما البتّه در جزئیّات این مذاکرات مداخله نمیکنیم؛ یک خطوط قرمزی وجود دارد، یک حدودی وجود دارد، این حدود باید رعایت بشود؛ این را گفتیم به مسئولین و موظّفند که این حدود را رعایت کنند؛ از هارت‌وهورت دشمنان و مخالفان هم واهمه‌ای نداشته باشند و ترسی به خودشان راه ندهند.
همه این را باید بدانند که این تحریمهایی که علیه ملّت ایران به کار برده شده، عمدتاً ناشی از کینه‌ورزی استکباری آمریکا است؛ کینه‌ی آمریکایی مثل کینه‌ی شتری [است‌]. بنا دارند بر اینکه بر ملّت ایران فشار بیاورند به امید اینکه شاید بتوانند ملّت ایران را تسلیم کنند؛ اشتباه میکنند؛ ملّت ایران با فشار، تسلیم هیچ‌کس نخواهد شد. شما این ملّت را نشناخته‌اید؛ این [ملّت‌] ملّتی است که به حول و قوّی الهی میتواند فشارها را تحمّل کند و تهدید شما و فشار شما را برای خودش تبدیل کند به فرصت؛ این کار را به توفیق الهی ملّت ایران خواهد کرد.
ما در زمینه‌ی تصمیم‌گیری‌های اقتصادی و برنامه‌ریزی‌های اقتصادی نقاط ضعفی داشته‌ایم؛ این نقاط ضعف موجب شده است که دشمن احساس کند با تحریم و امثال آن میتواند رخنه ایجاد کند؛ این فرصتی است برای ما تا این نقاط ضعفمان را بشناسیم، آنها را برطرف کنیم و ان‌شاءالله برطرف خواهیم کرد. و تحریم هم کارساز نیست برای آمریکا؛ این را هم بدانند و من گمان میکنم خودشان هم میدانند. دلیل اینکه ما میگوییم آنها خودشان میدانند که تحریم کارساز نیست این است که تهدید نظامی را هم چاشنی میکنند. خب اگر تحریم میتوانست مقصود شما را برآورده کند، دیگر چرا تهدید نظامی میکنید؟ این نشان میدهد که تحریم مقصود آنها را برآورده نمیکند، کارساز نیست؛ مجبورند تهدید نظامی هم بکنند که البتّه این تهدیدهای نظامی‌شان، عمل بسیار مشمئز کننده و نفرت‌انگیزی است؛ پی‌درپی رئیس جمهورشان، آن یکی‌شان، آن یکی‌شان [تهدید نظامی میکنند]. به‌جای تهدید نظامىِ این و آن، بروید اقتصاد ویران‌شده‌ی خودتان را ترمیم کنید؛ بروید کاری کنید که دولتتان پانزده روز، شانزده روز تعطیل نشود؛ بروید قرضهایتان را ادا کنید؛ برای سروسامان دادنِ کار اقتصادی‌تان فکری بکنید.
بدانند - همان‌طور که گفتیم - ملّت ایران با همه‌ی ملّتهای دنیا «اِمّا اَخٌ لَکَ فی دینِک اَو شَبیهٌ لَکَ فی خَلقِک» (۱۴) است، احترام میگذارد؛ امّا برخورد ملّت ایران با متعرّض، برخورد پشیمان‌کننده‌ای است؛ آنچنان سیلی‌ای به متعرّض خواهد زد که هرگز فراموش نکند. در مقابل رژیم صهیونیستی، در مقابل شبکه‌ی سرمایه‌داری صهیونیستی خودشان را موظّف میدانند که گاهی یک حرفی بپرانند، یک چیزی بگویند که این هم مایه‌ی وهن و ذلّت آنها است. رژیم صهیونیستی در واقع یک رژیمی است که پایه‌های آن بشدّت سست است، رژیم صهیونیستی محکوم به زوال است؛ رژیم صهیونیستی یک رژیم تحمیلی است، با حرکتِ زور به‌وجود آمده است، هیچ پدیده‌ای و موجودی که با زور به‌وجود آمده باشد قابل دوام نیست و این هم قابل دوام نیست. دفاع کسانی که به نحوی وام‌دار شبکه‌ی سرمایه‌داری صهیونیستی هستند از این رژیم مفلوکِ صهیونیستی، مایه‌ی بی‌آبرویی آنها است. بعضی از اروپایی‌ها هم متأسّفانه تملّق میگویند؛ میروند در مقابل این موجوداتی که نام انسان برای آنها حیف است - این سردمداران رژیم صهیونیستی واقعاً مثل وحوش میمانند، اینها را نمیشود انسان نامید - تملّقشان را میگویند، خودشان را کوچک میکنند، ملّتشان را تحقیر میکنند. در اروپا ملّت فرانسه یک روزی اعتبار سیاسی به دست آورد به‌خاطرِ اینکه رئیس جمهور آن روز فرانسه، به دلیل اینکه انگلیس وابسته‌ی به آمریکا است، اجازه نداد که انگلیس وارد بازار مشترک اروپا بشود؛ این مایه‌ی اعتبار فرانسه شد. آن روز در دنیا اعتبار دولت فرانسه زیاد شد به‌خاطرِ اینکه در مقابل آمریکا ایستاد و اجازه نداد انگلیس - که متّصل به آمریکا بود - وارد بازار مشترک اروپا بشود؛ اعتبار یک ملّت این‌جور به‌وجود می‌آید. [اینکه] حالا دولتمردان همان کشور نه فقط در مقابل آمریکا، [بلکه‌] بروند در مقابل صهیونیست‌های نحسِ نجس اظهار کوچکی و تواضع بکنند، مایه‌ی سرشکستگی ملّت فرانسه است که البتّه خودشان باید علاج کنند.
یک جمله به شما جوانهای عزیز عرض میکنم. جوانها! بدانید، بدون هیچ‌گونه تردیدی آینده‌ی روشن و امیدبخش این کشور و این نظام متعلّق به شما است؛ شما خواهید توانست کشورتان و ملّتتان را به اوج افتخار برسانید؛ شما به توفیق الهی خواهید توانست الگو و نمونه‌ی کاملِ تمدّنِ نوینِ اسلامی را در این آب و خاک تشکیل بدهید؛ برای اینکه بتوانید این وظائف بزرگ را انجام بدهید، بایستی دین را، تقوا را، عفّت را، پاکیزگىِ روحی را در میان خودتان هرچه بیشتر ترویج کنید و تقویت کنید. جوانِ امروز احتیاج دارد به دین، به تقوا، به علم، به نشاطِ کار، به امانت، به عفّت، به [انجام‌] خدمات اجتماعی و به ورزش؛ اینها خصوصیّاتی است که جوانِ امروز به آن احتیاج دارد و شما عزیزان بسیجىِ من ان‌شاءالله توفیق انجام این کار را داشته باشید.
پروردگارا! به محمّد و آل محمّد برکاتت را بر این جمع و بر همه‌ی بسیجیان کشور نازل کن. پروردگارا! ملّت ایران را روزبه‌روز بر قلّه‌های سرافرازی مسلّط بفرما. پروردگارا! به محمّد و آل محمّد روح مطهّر امام را از ما و از این جمع راضی کن؛ ارواح مطهّر شهدا را از ما راضی و خشنود فرما. پروردگارا! به محمّد و آل محمّد قلب مقدّس ولىّ‌عصر را از ما راضی و خشنود بفرما؛ در فرج آن بزرگوار تعجیل بفرما؛ ما را از یارانش، از مجاهدان همراهش و از شهیدانِ در مقابل او قرار بده.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته‌

۱) لهوف، ص ۱۴۶؛ الاحتجاج، ج ۲، ص ۳۰۳
۲) سوره‌ی منافقون، بخشی از آیه‌ی ۸
۳) لهوف، ص ۱۶۰
۴) سوره‌ی احزاب، آیه‌ی ۷ و بخشی از آیه‌ی ۸
۵) سوره‌ی احزاب، آیه‌ی ۲۳ و بخشی از آیه‌ی ۲۴
۶) سوره‌ی احزاب، بخشی از آیه‌ی ۸
۷) سوره‌ی احزاب، بخشی از آیه‌ی ۱۵
۸) سوره‌ی انفال، بخشی از آیه‌ی ۱۶
۹) سوره‌ی نحل، بخشی از آیه‌ی ۹۰.
۱۰) برگرفته از نامه‌ی ۵۳ نهج‌البلاغه‌
۱۱) ۱۳۹۰/۰۴/۰۳
۱۲) نوشته‌ی آلکس هیلی، نویسنده‌ی معاصر آمریکایی‌
۱۳) از جمله، الکافی، ۲، ۲۳۳
۱۴) برگرفته از نامه‌ی ۵۳ نهج‌البلاغه‌

نسخه چاپی نسخه قابل چاپ
برچسب‌ها: دشمن‌شناسی؛ مذاکره با آمریکا؛ اقتدار ملی؛ آراستگی به فضائل اخلاقی؛ نظام سلطه؛ استکبارستیزی؛ تحریم اقتصادی؛ تولید ملی؛ جامعه اسلامی؛ عزت ملی؛ تجربه ملت ایران؛ عزت امت اسلامی؛ جهاد اقتصادی؛ جهاد سیاسی؛ حضور مردم در صحنه؛ فتنه 88؛ نقاط ضعف جمهوری اسلامی؛ یأس دشمن؛ تمدن‌سازی نوین اسلامی؛ نرمش قهرمانانه؛ منطقه غرب آسیا؛


:: بازدید از این مطلب : 322
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فرهنگیان
دو شنبه 3 آذر 1393

جنگ نرم به هر گونه اقدام روانی و تبلیغاتی گفته می شود که هدف آن جامعه یا گروه است و عمده تفاوت آن با جنگ سخت (نظامی ) ، عدم درگیری و استفاده از سلاح های نظامی می باشد زیرا در جنگ نرم از سلاح های تبلیغاتی ، اعتقادی استفاده می شود؛ به تعبیر دیگر جنگ نرم استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن است، به منظور تاثیر گذاری بر عقاید ، فرهنگ ، سیاست ، احساسات ، تمایلات ، رفتار و مختصات فکری دشمن با توسل به شیوه هایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی می شود است.

جنگ نرم مسئله ی نوینی نبوده و از سبقه ی تاریخی برخوردار می باشد، بدان صورت که در ابتدا چهره ی ساده ای داشته یعنی به صورت شایعه پراکنی،دروغ و اهانت بوده اما با گذشت زمان و تحولات و پیچیدگی های روز افزون اجتماعی، این رویکرد نیز پیشرفت نموده و از پیچیدگی، ظرافت و تاثیر گذاری بیشتری برخوردار گشته است، حال این تفکر که حمله رسانه های مخالف به جبهه ی جمهوری اسلامی ایران در جنگ نرم از سال 1388 ( پس از انتخابات ریاست جمهوری ) آغاز شده است تفکری کاملاً خام و عبث است.

جنگ نرم به هر گونه اقدام روانی و تبلیغاتی گفته می شود که هدف آن جامعه یا گروه است و عمده تفاوت آن با جنگ سخت (نظامی ) ، عدم درگیری و استفاده از سلاح های نظامی می باشد زیرا در جنگ نرم از سلاح های تبلیغاتی ، اعتقادی استفاده می شود

ازآنجایی که دشمن بر اساس تجربه دریافته است که تغییر نظام و افکار عمومی، دیگر به هیچ عنوان با روش هایی از قبیل جنگ نظامی و زور تحقق نمی یابد؛ به طراحی جنگ نرم و اشاعه ی تفکر لیبرال دموکراسی پرداخته و بدان دلیل که این نوع جنگ هنوز هم تا حدودی در میان مردم ناشناخته است، اکثرا به خطرات این جریان واقف نیستند و چون جنگ نرم از ظرافت خاص و مراحل متنوعی برخوردار است، با عوام فریبی و به آهستگی پیش می رود ناخود آگاه به دام آن گرفتار می شوند.

جنگ نرم به دلیل پیچیدگی و اتكاء به قدرت نرم از ویژگی های متنوعی برخوردار است كه مهمترین آنها عبارتند از :

جنگ نرم در پی تغییر قالب های ماهوی جامعه و ساختار سیاسی آن است.

آرام ، تدریجی و زیرسطحی است.

در جنگ نرم تصویری شكست خورده ، ناامید و مأیوس از حریف ارائه می شود و در مقابل ، مهاجم با نمادسازی و تصویرسازی و خود را پیروز و موفق نشان می دهد و در اینجاست كه عملیات روانی با توانی فوق العاده صورت می گیرد.

پایدار و بادوام است یعنی نتایج جنگ نرم در صورت موفق بودن ، پایدار و با دوام خواهد بود.قابل ذكر است كه هدف جنگ نرم تغییر باورها و اعتقادات است و چنانچه این تغییر صورت پذیرد ، یا گذشت به حالت اولیه به راحتی امكانپذیر نخواهد بود .

جنگ نرم با تحرك و جاذبه دار است. جنگ نرم به تدریج و آرام شروع می شود و در نقطه ی به دلیل ایجاد جاذبه های كاذب و با گذشت زمان ، بسیاری از بازیگران و حتی بازیگردانان آن به صورت خواست و ناخواست از درون جامعه مورد هدف با استخدام كارگذاران به این جنگ در می آیند.

جنگ نرم با خلق از ارزشهای جدید ، اسطوره سازی و نماد سازی ، هیجان ساز است.این نوع جنگ از احساسات جامعه ، نهایت استفاده را می برد به طوریكه از اركان مهندسی جنگ نرم مدیریت احساسات است.به این صورت كه تلاش می شود از عواطف و احساسات جامعه مورد نظر برای نفوذ در افكار و اندیشه ها در جهت ایجاد دگرگونی در باورها استفاده می شود كه در نتیجه بحران آفرین می گردد.

جنگ نرم آسیب محور است. آسیبهای اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی ، و میدان مانور جنگ نرم است. دشمنان در جنگ نرم با شناسایی نقاط آسیب جامعه مورد نظر در حوزه های ذكرشده ، فعالیت های خود را سامان داده و با خلق آسیب های جدید ، بر دامنه تحركات خود می افزایند.

جنگ نرم چند وجهی است. پر دامنه بودن و برخوردداری از وجوه مختلف از دیگر ویژگیهای جنگ نرم است، د راین جنگ از تمامی علوم ، فنون ، شیوه ها و روشهای شناخته شده و ارزشهای موجود استفاده می گردد.

جنگ نرم تضاد آفرین است . جنگ نرم از محیطهای آسیب دار در جامعه شروع می شود و با ایجاد گسل های متعدد در بخشهای گوناگون جامعه و از طریقه متفاوت كردن باورها ، ارزشها و شكل دهی به رفتارهای جدید ، اعضای یك جامعه را در برابر همه قرار می دهد. تضادهای بوجود آمده از طریق جنگ نرم ، همبستگی اجتماعی و وحدت ملی را بر هم زده و زمینه های بروز بحران و درگیریهای داخلی را فراهم می سازد ، بنابراین تخریب و وحدت ملی یكی از پیامدها و ویژگیهای جنگ نرم است.

جنگ نرم مسئله ی نوینی نبوده و از سبقه ی تاریخی برخوردار می باشد، بدان صورت که در ابتدا چهره ی ساده ای داشته یعنی به صورت شایعه پراکنی،دروغ و اهانت بوده اما با گذشت زمان و تحولات و پیچیدگی های روز افزون اجتماعی، این رویکرد نیز پیشرفت نموده و از پیچیدگی، ظرافت و تاثیر گذاری بیشتری برخوردار گشته است.

جنگ نرم تردیدآفرین است . ایجاد تردید و بدبینی نسبت به بسیاری از مسائل یك اصل و قاعده است حركت در این جنگ با خلق تردید و ایجاد ناامیدی و یاس شروع می شود و برای توفیق با نوپردازی به صورت ظریف و آرام در باورها و اعتقادات اساسی تردید ایجاد می وشد و به مرور بر دامنه این تردیدها افزوده شده تا د رنهایت به ایجاد تغییرات اساسی در ارزشها و باروها دست یابند.

جنگ نرم از ابزار روز استفاده می كنند در این نوع جنگ ، از پیشرفته ترین تكنیك ها ی روز استفاده می گردد . فضای مجازی و سایبری ، محیط اصلی جنگ نرم در شرایط كنونی به حساب می آید .این فضا ، امكان اغواگری با ایجاد جاذبه های گوناگون و خلق بسترهای لازم برای سوار شدن به امواج احساسات را به خوبی فراهم میکند.


:: بازدید از این مطلب : 317
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فرهنگیان
دو شنبه 3 آذر 1393

" غيبت" چنان كه از اسمش پيدا است اين است كه در غياب كسى سخنى گويند، منتهى سخنى كه عيبى از عيوب او را فاش سازد، خواه اين عيب جسمانى باشد، يا اخلاقى، در اعمال او باشد يا در سخنش، و حتى در امورى كه مربوط به او است مانند لباس، خانه، همسر و فرزندان و مانند اينها. بنا بر اين اگر كسى صفات ظاهر و آشكار ديگرى را بيان كند غيبت نخواهد بود. مگر اينكه قصد مذمت و عيبجويى داشته باشد كه در اين صورت حرام است، مثل اينكه در مقام مذمت بگويد آن مرد نابينا، يا كوتاه قد، يا سياهرنگ! به اين ترتيب ذكر عيوب پنهانى به هر قصد و نيتى كه باشد غيبت و حرام است، و ذكر عيوب آشكار اگر به قصد مذمت باشد آن نيز حرام است، خواه آن را در مفهوم غيبت وارد بدانيم يا نه.(تفسیر نمونه، ج22، ص193)
 
در مورد تشبیه غیبت بر خوردن گوشت مرده «أيُحِبُّ أحدكم أن يأكل لحم أخيه مَيتاً»(زخرف/12) دلائل متعدّدى موجود است:
 
1- مُرده، روح ندارد تا از خود دفاع كند و شخصى هم كه مورد غيبت قرار می‏گيرد، حضور ندارد تا از خود دفاع كند.
 
2- غيبت، ريختن آبرو است و آبرو كه رفت، قابل جبران نيست. همان‏گونه كه گوشت مرده، اگر كنده شود، قابل جبران نيست.
 
3- گوشت به تدريج رشد میكند ولى يكباره خورده میشود، آبرو هم به تدريج پيدا میشود ولى غيبت كننده يك مرتبه آن را میريزد.(قرائتی، تمثیلات، ص79)
 
در آخر از میان احادیث فراوان در مورد غیبت به یک حدیث اکتفا میشود: خداوند به حضرت موسی علیه السلام وحی فرستاد: كسى كه بميرد در حالى كه از غيبت توبه كرده باشد آخرين كسى است كه وارد بهشت میشود و كسى كه بميرد در حالى كه اصرار بر آن داشته باشد اولين كسى است كه وارد دوزخ می‏گردد.(اصول كافى" جلد 2 باب الغيبة حديث1)


:: بازدید از این مطلب : 327
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فرهنگیان
یک شنبه 2 آذر 1393

برگزاری مسابقه نهضت ادبی با موضوع (دجالواره)در قالب شعر ،مقاله ،خاطره، قطعات ادبی برگزارنمود.

 


:: بازدید از این مطلب : 318
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فرهنگیان
یک شنبه 2 آذر 1393

 نمایشگاه دجالواره در مکان اداره آموزش وپرورش تا تاریخ 93/9/8برپامی باشد.


:: بازدید از این مطلب : 330
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فرهنگیان
شنبه 1 آذر 1393

بسیج سیاسی است ،اما سیاست زده نیست،سیاسی کار نیست ،جناحی نیست :بسیج مجاهد است،اما بی انضباط نیست ،افراطی نیست :بسیج عمیقا متدین ومتعبد است،متحجر نیست ،خرافی نیست :بسیج با بصیرت است،اما ازخود راضی نیست؛
بسیج اهل جذب است -گفته ایم جذب حداکثری-اما اهل تسامح در اصول نیست؛بسیج غیور است ،پاسدار خطوط فاصل است؛
بسیج طرفدار علم است،اما علم زده نیست؛بسیج متخلق به اخلاق اسلامی است ،اما ریا کار نیست ؛بسیج در کار آباد کرد دنیاست ،اما اهل دنیا نیست. این شد یک فرهنگ
بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با بسیج اقشارسال90

******هفته بسیج برتمامی بسیجیان غیور،تبریک عرض می کنم***********


:: بازدید از این مطلب : 305
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فرهنگیان
شنبه 1 آذر 1393

بیا یک دم دلت را با خداکن              

خداراباتمام جان صداکن

بیادجبهه های نور و ایمان       

بسیجی باش وخودرا بی ریا کن    

شلمچه ،فکه و اروند یاد آر      

همیشه یاد وذکر جبهه ها کن

بسیج از یادگاران امام است          

بیا  یادی از آن روح خدا کن 

فرهنگ بسیجی : عبدالحمید روحانی


:: بازدید از این مطلب : 317
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
مطالب پربازدید
پیوندهای روزانه
چت باکس

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)
تبادل لینک هوشمند