منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 327
:: کل نظرات : 5

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 8

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 10
:: باردید دیروز : 9
:: بازدید هفته : 49
:: بازدید ماه : 349
:: بازدید سال : 1001
:: بازدید کلی : 1001
نویسنده : kanonbf
شنبه 20 دی 1393

 

من چادر می پوشم، چادر مثل چفیه محافظ من است...اما چادر از چفیه بهتر است

آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند، من چادر می پوشم تا زهرایی زندگی کنم

آنان چفیه را خیس می کردند تا نَفَس هایشان آلوده ی شیمیایی نشود

من چادر می پوشم تا از نفَس های آلوده دور بمانم

آنان موقع نماز شب با چفیه صورت خود را می پوشاندند تا شناسایی نشوند

من چادر می پوشم تا از نگاه های حرام پوشیده باشم

آنان چفیه را سجاده می کردند و به خدا می رسیدند

من با چادرم نماز می خوانم تا به خدا برسم

آنان با چفیه زخم هایشان را می بستند

من وقتی چادری می بینم یاد زخم پهلوی مادرم می افتم

آنان با چفیه گریه های خود را می پوشاندند

من در مجلس روضه با چادر صورتم را می پوشانم واشک هایم را به چادرم هدیه می دهم

آنان با چفیه زندگی می کردند... من بدون چادرم نمی توانم زندگی کنم

آنان سرخی خونشان را به سیاهی چادرم امانت داده اند

من چادرسیاهم را محکم می پوشم تا امانتدار خوبی برای آنان باشم

"من و چادر مشکی ام"

 



:: بازدید از این مطلب : 255
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید